تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6034

مساهمون:

ص٦٠٣٤
ابهر عاريه نموده بود كلا قزوين روانه داشت . مختصر به قدر پنجاه شصت هزار تومان گفتند پول نقد تهيه نموده .

بمب‌اندازى ارامنه

ارامنه هركدام از پانزده هزار تومان كمتر پول و مخلفه به قزوين نياورده‌اند . يكى از ارامنه ميان كرسف بمب انداخته قريب چهل و دوسه نفر زن‌وبچه تلف شده است . قريب هزار و هشتصد رأس ماديان و قاطر و اسب امير افشار را برده است . چيزها حكايت نمودند كه عقل حيران است . اما در خاتمه مىگفتند ما از اين آدم به غير اين سلوك و اين رفتار و اين غارت توقع ديگرى نداشتيم . باز مىگفتند از همين مال سهمى خواهد داد و مطهر خواهد شد ، بلكه به حكومت محل ديگرى خواهد رفت . مزه اينجاست از قزوينيها كه به خمسه و گروس براى خريد غله رفته‌اند روى يكى دوتاى آنها اطاق را خراب نموده‌اند و بعضيها را كتك‌زده خارج كرده‌اند .

ميرزا غفار و ابو الحسن

اين ميرزا غفار عنصر غريبى است . پانزده سال است جز تقلب و غارت و افسادكارى نداشته . از دزدى و غارت مال مردم صاحب يك كرور مال شده بود . حالا بايد يك ميلياردر باشد . طورى هم در اين كار استاد است كه احدى نيست . حاج محمد على آقا مرد پسرش ابو الحسن را با افسون به خود جذب كرد كه تو پدر مرده‌اى مردم طمع به مال تو دارند ، حاجىزاده‌اى از دست تو كار برنمىآيد ، چه‌وچه . تا آن احمق فريفتهء سخنان او شده وكيل ثابت الوكالهء خودش كرد . در ظرف چهار پنج ماه تمام دارائى ابو الحسن را از دستش گرفت . از رمضان سال قبل حكم افلاس ابو الحسن صادر شده . وقتى كار شغلى نوكرى ندارد مشغول اين قبيل امورات بريهء خيريه مىشود . يك سد سپهسالار داد درست كند سى هزار تومان از روى آن خورد معلوم هم شد ، اما سپهسالار از عهدهء او برنيامد . حتى درب فولادى سد كه در خانهء او بود و با پول سپهسالار ساخته شده بود آخرسر نتوانست بگيرد . اهالى قزوين از ايام طفوليت و خوشگلى و بزرگى او حكايتها مىكنند كه بهت و تعجب‌آور است . اگر اين آدم به اين زرنگى هوش خود را به مصرف كارهاى نيك مىرسانيد حقيقتا يكى از علماى رياضى بىنظير عهد ما محسوب بود ، همان قسم كه حاليه عكس آن را دارا مىباشد . تمام نوچه‌هاى پانزده‌سالهء خود را هرجا بودند احضار و همراه برده بود كه هركدام براى خرابى يك مملكت كافى بودند ، چه رسد به همهء آنها كه در خمسه جمع شوند .