را اشغال كرده و مواد مغذيهء ارضى را صرف خود كنند و مانع روئيدن درختان بارور و نباتات مفيد شوند حاصلى ندارند ، بلكه اغلب بر نباتات ديگر مىپيچند و آنها را به هلاكت مىرسانند . اگر در يك مزرعه اكثريت با اين گياهها باشد جز اينكه با آهن و آلتى ريشهء آنها را براندازند يا از آن مزرعه صرفنظر كنند تدبيرى مقصور نيست .
بدبختى و مصيبت اينجاست كه در مزرعهء ايران و گلستان اردشير بابكان ، احصائيهء اين علفهاى مضر و نباتات زهرناك هر روز در ترقى است و اگر اين سير و ترقى متوقف و متنزل نشود هيچ باغبان زبردست مسئول نزهت و خضارت اين بوستان نيمهخراب نتواند شد .
شايد اين علفها هنوز آنقدر زياد نيستند كه در چشم نظارگى كمبصيرت محسوس شوند و شايد گلهاى رنگارنگ آنها در نظر هرزهگردان معجب و زيبا مىنمايد ، اما نظر بصير يك دهقان مجرب فورا تشخيص مىدهد كه هريك از آنها براى برانداختن يك مزرعهء حاصلخيز از هر آفت و عللى مهلكتر است .
البته هنوز در ايران عدهء زارع و كارگر و مكارى و حمال و كاسب و تاجر و سوداگر و صنعتگر و مستخدمين دولت و نظاميان و ساير طبقات و اصنافى كه هركدام هنوز به وظيفه عمل مىكنند و بهقدر طاقت معنا يا مادتا كلّ على حبّه در توليد ثروت عمومى مىكوشند ، بيشتر از عدد مفتخواران و بيكاران و سياستمدارانى است كه در لباس اين طبقات ، يا به لباسهاى ديگر خون هيأت جامعه را مىمكند و حاصل رنج و مشقت مولدين ثروت حقيقى را صرف مشتهيات خود مىكنند . ولى جماعت ثانى هرچند كمّا قليل و ناچيزاند ولى كيفا عوامل قوى و نيرومند زوال هيئت جامعه شناخته مىشوند .
مرام اين دشمنان جماعت اين است كه سعى و كار را در مملكت به دزدى و گدائى منحصر كنند تا ثروت ديگران و حاصل جد و جهد رنجبران باقى است ، زحمت خود و توليد ثروت را حرام مىدانند .
اين فرقهء منحوس هم داراى عقايد تند و كند و مسلك اعتدال و انقلاب مىباشند .
قسمت دست راست و طرفداران اعتدال گدائى را مسلك مختار دانسته لازم مىدانند دولت هرچه از مردم براى مخارج عمومى مملكت مىگيرد به آنها بذل و ايثار كند و افرادى كه توليد ثروت مىكنند به آنها باج و خراج بدهند و هركدام براى وصول به مقصود نحس خويش عنوانات و وسايل و حيل و تدابيرى به كار مىبرند و رنگهاى مختلف و تنوعات بىپايانى به حرفهء مشئوم خود مىدهند كه البته از حوصلهء بيان من خارج است و بالاخره نتيجهء همه ارتزاق از ثروت عمومى است بدون هيچ عوض و قيمت .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5843
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٥٨٤٣