شديد بود . بعلاوه ميان من و شاهد عقيده و آرزوى من آنقدر مانعهاى قوى و حائلهاى بزرگ بود كه خرق و دفع آنى آنها ممتنع مىنمود .
پس بر آن شدم كه با تأمل و تدريج و حتى المقدور با رعايت عادات و احوال مريض از شدت مرض جلوگيرى كرده بنيهء مريض را تقويت نمايم تا خود وقتى به دفع ميكروبهاى مضر قادر شود .
بنابراين اول در اقامهء امنيت و اعادهء آسايش معدوم شده سعى كردم . زيرا علاوهبر اين كه امنيت فى حد ذاته قسمتى از مخربين ثروت يعنى مفتخواران مسلح را نابود و وسايل توليد ثروت را تسهيل مىكرد از طرف مفتخواران ديگر هم انتظار اعتراض كمتر مىرفت .
لاجرم قسمت غالب از مخربين امنيت را تكلل و تدمير نمودم و در قسمت غالب از مملكت امن و آسايش را برقرار كردم .
و چون ديدم اين تدمير كافى نيست و بىشركت تدابير ديگر باز دورهء ناامنى و خودسرى اعاده خواهد شد تصديق كردم كه معلومات ما براى تمهيد وسايل قويه توليد ثروت و تهيهء كار براى افراد و تنظيم ادارات و منع راهزنى و سرقت و سد راه اسراف در دوائر عمومى و بالاخره تطبيق اصول و مبادى بر مصاديق خارجى و عملى ناقص و غيركافى است و محتاج به معلم و آموزش هستيم . به استخدام معلم و مستشار اقدام كردم .
و چون ديدم سرمايهها باطل شده است و به شكم مفتخواران و بيكاران رفته است يقين كردم كه تحصيل سرمايه و وام كردن از همسايه واجب است .
و چون ديدم وسايل خريد و فروش و مبادلهء ثروت و حاصل كار و توسعهء تجارت ناقص است بلكه مقدار ناقص نيز معدوم شده در مقام تهيهء مقدمات تأسيس راهآهن و تسهيل وسايل حمل و نقل برآمدم .
و بالجمله براى هر دردى دوائى و بر هر مشكلى وجه حلى در نظر گرفتم و بهقدر طاقت به كار بستم . ولى البته از اين نكته غافل نبودم كه همين تدبير تدريجى و جنگ غيرمسلح را نيز مفتخواران و مخربين ثروت عمومى بر من نخواهند بخشيد و وقتى بيدار شده با تمام قوى برضد من قيام خواهند كرد .
و هم البته تصميم كرده بودم كه اين قيام و حمله را به چيزى نشمرده در حكم همهمه طفلان و يا تلاش بيماران كه با سگان مىستيزند يا از دواى تلخ طبيب مىگريزند تلقى كرده و بالاخره حق و صلاح را جاىگزين باطل و فساد نمايم .
آرى پيشبينى من صورت خارجى يافت و از اول شروع بر من به نظر خشم و غضب نگريستند . بله تعجب خواهيد كرد اگر بشنويد هر قاتل و جانى و مجرم و كاغذساز و
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5845
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٥٨٤٥