همچنين سلب استقلال مملكت نيز بالضروره معلول مخاطرات خارجى و غلبه و زور همسايه نيست . بلكه ممكن است وضعيات و خصوصيات داخلى و سوء ادارهء معيشت اجتماعى موجب سلب استقلال و بالنتيجه جلب مخاطرات خارجى شود .
پس به حكم عقل و منطق علت بقاء سعادت و استقلال حقيقى مملكت حسن اداره و مخصوصا حسن ادارهء ثروت و معيشت آن است به حيثيتى كه مملكت بتواند معيشت خود را بدون احتياج به خارج يا بدون احتياج مضر به خارج اداره نمايد .
در اين مورد مانند بسيارى از موارد شباهت تام ما بين افراد انسان و جامعههاى بشرى محسوس است . چنان كه ثروت بسيار و قوت جسمانى و حسن و جمال و كرامت نسب و اتصالات سببى با ارباب شوكت و نفوذ ، هيچكدام عامل اصلى سعادت و استقلال شخص نمىشود و مجرّد حرص و طمع و قوت و غلبهء همسايه نيز دليل كافى براى استقلال نيست . بلكه فقط حسن ادارهء معيشت و عقل و تدبير منزل يك فرد انسانى را در حيات دنيوى خوشبخت و مستقل مىكند و به هر نسبت كه در ادارهء معاش و تدبير ثروت احتياج مضر به افراد ديگر پيدا كند از استقلال وى كاسته مىشود .
انسان كمثروت ضعيفبنيهء گمنام به قوت سعى و عمل ، ملك و ثروت همشهرى دولتمند و قوىمزاج و كريمنسب خود را به رهن و بيع تمليك و استقلال وى را به صرفهء خود متزلزل مىكند ، و دولتمندزادهء عياش كاهل و نادان ميراث پدر و ثروت خانواده را صرف محو استقلال و سيادت خود مىنمايد . شيخ سعدى رحمة اللّه عليه مىفرمايد :
وقتى افتاد فتنهاى در شام * هريك از گوشهاى فرارفتند
پسران وزير كاهلطبع * به گدائى به روستا رفتند
روستازادگان دانشمند * به وزيرى پادشا رفتند
انسان مسرف در معاش و كاهل در سعى و عمل ممكن است وقتى به خود بازآمده و استقلال خود را در تهلكه مشاهده كند و تدابيرى بينديشد كه آتيه را از خطر قطعى محفوظ و به تدريج سيادت خود را اعاده نمايد . پس از افراد ديگر استعانت كرده به نقص خود و كمال ديگران اذعان كند و درصدد تعلم و آموختن برآيد و براى تحصيل سرمايه كه يكى از لوازم انتاج سعى و عمل است از همسايه وام كند و اگر عادت كاهلى از سر به در كرده باشد كمك همسايه و تعلم معلم را بر وجه خير و صلاح استعمال كرده چيزى نگذرد به نعمت استقلال تام و سيادت حقيقى نايل شود ، و گرنه تعليم و مساعدت همسايه نيز موجب رشد و صلاح وى نشود و كم شده را هرگز نبايد اين قانون طبيعى آن قدر شايع و مطرد و تطبيق آن بر احوال اقوام و ملل بهقدرى واضح و روشن است كه از قضاياى بديهيه بهشمار مىرود .