مىنمايم .
در ممالك ديگر ادارهكنندگان امور براى آشنا كردن اذهان و اسماع مردم خويش به مسائل مبتلا به مملكت وسايل بسيار دارند . تنظيمات محكم ادارات و مستغنى بودن مأمورين زيردست از كسب تعليمات دائم ، به رؤساى مملكت بيشتر وقت و فراغت مىدهد كه عامه را از جريان امور مطلع داشته مجال اعمال غرض و القاء دسيسه براى مفسدين و مغرضين باقى نگذارند .
جلسات منظم پارلمانها و كرسيهاى خطابه مراكز شوروى هميشه براى وزراء موقع شرح احوال و بيان مشكلات مملكت را فراهم مىكند .
عادات و رسوم اجازه مىدهد كه وزراء در مجامع عمومى كه نظير آن مجامع در مملكت ما كم است عقايد خويش را به مسامع حاضرين برسانند و در افكار عموم منعكس سازند . براى ما وقت و فراغت كمتر است . زيرا هنوز تقسيمات كارهاى ادارى و وظائف و مسئوليتها و قوانين و نظامات مدون و جامع تا آنجا كه مراقبت تام و دائم رؤساى مسئول را تخفيف دهد پيشرفت نكرده ، فواصل انعقاد پارلمانها آنقدر زياد است كه اكثر عمر مشروطيت ما بىحضور پارلمان سپرى شده و فرض ثالث را هم هنوز تقليد نكردهايم . پس طريق منحصربهفرد همين است كه عامه را بوسيلهء مقالات و مطبوعات از حقايق اوضاع خبردار كنيم .
مخاطب من در اين بيان قسمتى از مردم مملكت هستند كه حقيقتا به استقلال و سعادت حقيقى مملكت علاقمند هستند ، يعنى سعادت و استقلال را درك مىكنند .
مىدانند هيچ سعادت و استقلالى بىامنيت و آسايش در مملكت صورتپذير نيست .
مىدانند مملكتى كه بواسطهء سلب آسايش و امنيت قابل سكناى نوع بشر نباشد قابل استقلال هم نيست .
مخاطب من قسمتى از مردم هستند كه فهميدهاند زندگى با شرافت افراد كه موجب سيادت و سعادت مملكت است فقط آن زندگانى است كه در مقابل كار مفيد براى هيأت اجتماعيه تأمين شود . نه آن زندگى كه به وسيلهء استفاده از زحمت ديگران و به ضرر اجر و مزد زحمتكشهاى حقيقى و صاحبان حقوق واقعى مملكت ، بلكه با اخلال آسايش و راحت آنان دوام يابد .
من يقين دارم مخاطبين من قسمت اكثريت مملكت را تشكيل مىدهد . زيرا هرچند بر عدهء مفتخوران و تنپروران در مملكت هر روز افزوده مىشود و اين عده مانند مبتلايان به امراض مسرى و جراحات اكّال همواره قسمتهاى صالح را مريض و متألم مىنمايند .
ولى هنوز سلامت تودهء جماعت در خطر نيفتاده و يك حركت دفاعى از يك عضو تودهء
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5839
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٥٨٣٩