هواداران رياست ارزاق نيز با پيشنهادات رنگارنگ خود را به حكومت عرضه مىكردند ، يكى مىگفت : چون من با شما دوست بودهام بايستى مديريت ارزاق با من باشد . ديگرى مىگفت : با فلان مبلغ اعتبار قول مىدهم رياست ارزاق را متكفل و نان را اصلاح كنم . ديگرى مىگفت : اينها همه خائن و دروغگو هستند ، شما امر نان را به من واگذار كنيد يك دينار هم از دولت پول نمىخواهم ( ؟ ) حقوق هم لازم ندارم ( ؟ ) اگر در عرض يك هفته نان را اصلاح نكردم و تا سر خرمن امر ارزاق مرتب نشد از سرم التزام مىدهم ( ؟ ! ) . اين منطقها با حمات معين و تهديدهاى زياد و دوندگيهائى فرساينده به دولت تحميل مىشد و به مدير ارزاق هم حملات ضمنى شده و بالنتيجه روزبهروز كار نان مشكلتر مىشد . رعب مفسدين كم شد و اميد جامعه هم روزبهروز تخفيف مىيافت . زيرا به بدبختى عادت كرده [ بودند ] تصور اصلاح را هم نمىنمودند .
در اين قبيل موارد است كه حكومتهاى وقت سرگردان و متحير مىشوند . اگر درستكارند از شدت انتريگ و توصيه و تقاضا و داوطلبيهائى كه به حمايت احزاب و متنفذين و يا شارلاتانى و نويدهاى دلفريب و غيره سر حكومت را گيج كرده يا يكى از ميانهگوى سبقت را ربوده و سپس دچار اعتراضات رقباء شده و يا مدتها حكومت در اين كه آيا كار را به كدامين شخص رجوع كند معطل و عاطل و مردد خواهد ماند . تا كارها خراب شده و دستهاى دزدى داخل كار شده بالشراكه منافع را برده و خورده و بدنامى را براى دولت ذخيره كنند و اگر حكومتها اهل فايده و دزدى باشند با يك نفر دزد شياد ساخته و براى بردن منافع زياد به اسم اعتبار و تفاوت قيمت خسارات زياد به دولت و به خزانهء ملت وارد ساخته نتيجهء استفادهها را خود با كاركنان همدست و دستنشاندهء خودشان مىبرند و قحطى را بالنتيجه نصيب ملت مىكنند .
ولى حكومت وقت بر خلاف درين مورد كه سرگردان مانده و نه مثل خيلى از دورهها به استفادهچيگرى ازين رهگذر تنزل نمود . اتفاقا حزب دموكرات نيز درين موقع با نيت صميمى رئيس الوزرا كه مداخلهء يك عامل اروپائى در كار ارزاق باشد همراهى و بلكه جديت نموده و عوض اينكه داوطلبانى از هم مسلكان و طرفداران خود يا از كسانى كه با عبارات دلفريب خاطر يك حزب را جلب مىنمايند براى مديريت ارزاق تدارك و با فشار و اصرار و وعد و نويد با تهديد و وعيد به حكومت پيشنهاد نمايد ، برعكس در نهايت صميميت معتقد شدند كه مديريت ارزاق به مسيو موليتر بلژيكى كه امتحانهاى خوب در كرمانشاه و آذربايجان داده بود واگذار شود و چند نفرى از عمايد اين جمعيت كه در كميسيون مدعوه در وزارت ماليه راجع به امر ارزاق دعوت شده بودند با جديت هرچه تمامتر تحويل دادن امر ارزاق را به موليتر در نخستين جلسه رأى داده و در تاريخ
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5821
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٥٨٢١