و در روز 18 ذيقعده در تعقيب يك سلسله محاكمه و تحقيق و اثبات قاتل بودن عدهاى و آمر بودن عدهاى ديگر برخى را حبس و برخى را اعدام نمودند .
اين اقدام يك وحشت و اضطراب شديدى در كاركنان محرور دورهء قبل كه براى محافظهء دورهء خودشان هنوز از پا ننشسته بودند ايجاد ساخت .
ولى بالاخره دسايسى در مقامات مربوطه به كار رفت كه تصور مىشد قدرت كابينه رو به زوال است . محتكرين هم بحران را مغتنم شمرده به همدستى نانواها بناى نمايشات معموله را گذارده ، غلات نيز به واسطهء تمام شدن جنس كهنه ، كميابى وسايل نقليه و اشتغال وسائل موجوده به حمل ترهبار و غيره ، بحران بدنمائى در امر ارزاق حاصل ساخت و تنگى ارزاق با دسايس مزبوره توأم شده باب انتقاد از اطراف به روى حكومت مفتوح گرديد . شبنامههاى آلوده به دشنام و تهمت به عادت جاريه منتشر گرديد و ناراضيان جديد الولاده نيز از پيكر خود همگنان جديد الولاده بوده جدا شده و دستجات منقد و ياوه دراى مثل سابق در محيط تهران به تكاپو درافتادند .
* * * دولت اولين كارى كه كرد جلب رضايت طبقهء اكثر و عمال مهم جامعه بود كه همواره بليات وارده بر حكومات از رنجش طبيعى آنان ايجاد مىشود و پيدا بود كه جامعه نان و امنيت و عدالت مىخواهد و آزاديخواهان مىتوانند قدرى صبر كنند . ولى جامعهء عامى آزادى را به قرصى نان مىفروشد و حرّيت را با ذرهاى ظلم نمىپذيرد و ديكتاتورى را با دقيقهاى امنيت استقبال مىنمايد .
حكومت در اداره كردن ارزاق دچار مشكلات قوى شد . زيرا هواداران رياست ارزاق متعدد و هواهاى ديرينه نيز در سرها و وضعيت حكومت در اين مسئله خيلى سخت و مشكل شده بود .
* * *
جلسهء دربارى براى نان
روز 21 ذيقعده - 6 سنبله ، دولت دعوتى از طبقات مختلفه در دربار نموده و مسئلهء ارزاق را مطرح نمود . عموما آزادى نرخ را هوادار شدند ، دلايل ، پيشنهادات ، صحبتها هيچكدام علمى نبود ، حرف بود . بالاخره نتيجهء مثبت به دست نيامد . چند روز ارزاق آزاد شد ، جنس سختتر شد . دوباره در تحتنظر و كنترل اداره درآمد . فرياد متنفذين و ملاكين و محتكرين بلند شد و طبقات بيچاره هم به اغواى آنان فرياد برآوردند . حقيقتا كار ارزاق به عادت معهود مىرفت مشكل و يك مسئله بغرنجى شود .