اوليگارشى با تمام اندام خود در سرتاسر ايران عرض وجود نموده و هر صداى نازلى در صحنهء سياست و عوامل مهمهء مملكتى قابل تأثير شديد و با نفاذيت فوق التصورى تلقى مىگرديد . كسانى كه داخل جريانات امور مملكتى بودهاند مىدانند كه از صحنهء نمايشگاه عمل تا آخرين نقطهء تماشاگاه كه متفننين تخمه كدو شكسته و براى خود فقط حرف مىزنند چقدر مسافت و امتزاج اين دو محيط با يكديگر و مؤثر واقع شدن حرفهاى تماشائيان در عمليات صحنهء سياست تا چه اندازه در روح عمل و نتيجه و صحت بازى كردن رولهاى مملكتى سكته و لطمه وارد مىسازد .
اين بود وضعيت اجتماعى و حالت محيطى كه ما در آن زندگانى مىكرديم . درين محيط معدودى عناصر بودند كه حقايق را درست مىديدند ولى بعضى از آنها هم به اندازهاى از دخالت در امواج خروشان اين درياچهء منقلب برحذر بودند كه وجودشان در امور مؤثر واقع نمىگرديد و بعضى ديگر نيز دخيل در كارها بوده و حقايق را گفته و حكومت را به جلوگيرى از حوادث جاريه كه اخيرا به كلى در تحت حكمروائى جهال و مفسدين مغرض قرار گرفته بود تحريك و تشجيع مىنمودند . ولى رشته بهطورى از هم گسسته شده بود و مناسبات خارجى به اندازهاى تاريك و هولناك ديده مىشد كه زمامداران يك دسته مردان مأيوس و متحير بيش ديده نشده و حتى افكار آنان نيز از كثرت تحير و تشويش شبيه به افكار بىاطلاعترين بازارى لفاظ شده و مثلا ممكن بود از يك وزير يا رئيس يا مديرى شنيده شود كه منتظريم قشون ترك جلو آمده آنوقت تكليف خود را با انگليسها مشخص سازيم و نيز فلان وزير انكار نداشت كه با فلان دستهء ياغى مكاتبه نموده و مفتاح رمز وزارتخانهء خود را به دست نمايندهء جنگلى داده و مخابرات بين طرفين را با رمز و مفتاح سرى ديپلوماسى حكومت ايران اجازه بدهد .
نقطهء اتكائى براى كابينهها موجود نبود جز افكار عمومى و افكار عمومى همچون متحد نبوده و اغراض در ميان كارفرما و جهل و احساسات نيز دخيل شده بود هر روز خود باعث آوردن يك كابينه و خود باعث تزلزل همان كابينه مىشدند .
در اينجا عيب ندارد ، بعضى اسرار را سربسته افشا نمائيم :
بعضى از مؤسسات بالنسبه فكور ملى و بعضى از رجالى كه حق تقدم عملى بودن را بر جماعت داشتند معايب كار را حس كردند . سوءظن انگليسها از طرفى ، بىپولى و فقر خزانه ، رضايت شاه و صلاح پيشرفت امور و آمال اين مقدمات غالب متنفذين و مطلعين حزبى و دولتى و حتى رجال زمامدار وقت را الزام نمود كه عدهاى از عناصر فعال را در كابينهء وقت به عضويت پذيرفته و رياست كابينه را نيز به شاهزاده عين الدوله واگذار كند .
اين نكته تصويب شد . موازنهاى به خيال مروجين بىفكر رسيده مثلا آقاى وثوق الدوله ،
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5817
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٥٨١٧