از هر حيث زيادتر بود از شدت عدم رضايت و دلتنگى از اوضاع و احساس عدم پيشرفت امور و اصلاحات ضروريه و بالاخره از نتيجهء فقر عمومى و بيكارى منبسط در كليهء نقاط ، عصبى شده و سختگيريهاى وارده از سياست همجواران در مطبوعات و آزاديهاى مفروضه و محروم بودن از مداخله در امور دولتى بر عصبيت آنها افزوده و فقط چيزى كه مايهء تسلاى قلوب آن طبقه مىگرديد مختصر آزاديهائى بود كه گاهى باز هم در سايهء سياست به ملت عطا شده و پيداست كه طبقهء اكثر درين قبيل موارد خاصه با مزاحمتهائى كه همواره آزادى آنها را از آنها سلب مىنموده است جز انتقاد و جملات قلنبه و لفظيه و اطناب در سخنسرائى و جلو رفتن در ميدان حرف بدون قوهء تطبيق آن با عمل چيز ديگرى بلد نبوده و همين مايهء تسلى و خوشنودى هم در هر دورهء بدائت از آن سلب شده و باز در فرصتها و فترتهاى حاصلهء از بحرانها و تقلبات حادثه دوباره مجالى كوچك مىآمد و آن فرصت و مجالها هم همواره در مكافات و تلاقى از اوقات حرمان و عدم آزاد بودن قلم و لسان و اجتماعات مصروف شده و به انتقادات و حملات و لفاظيهاى دور از حيز عمل و غالبا دور از محيط اطلاع و آلوده به تهمت و بهتان و افترا به پايان مىرسيد . در حقيقت موازنهء طبيعى از بين رفته و حد افراط و تفريط جانشين موازنههاى اجتماعى شده بود .
زمامدارى و رياست همواره در دست علاقهداران و طبقات اول و انتقاد مختص طبقات دوم و سوم بوده و چون فشارهاى خارج از قاعده مانع از اداره شدن مملكت و ايجاد يك موازنهء طبيعى بوده اين حالت محافظه و تنقيد و مكافاتهاى حاصله از دو طرف دوام يافته و غالبا دولت و حكومت براى مقاومت در برابر منتقدين عصبانى و منتقدين با حرارت از ميان جماعت و طبقهء اكثر همواره دستجات و افرادى را به نام حزب و طبقهء مخصوصى تقويت نموده و آنها را به كارهاى درجه چهارم و پنجم گماشته و بدينوسيله اسلحهاى نظير همان اسلحهء ملى در برابر افكار ناراضى و متعصب ايجاد مىساخت .
اين كليات باعث شدت اختلافات مليّه شده و دو حس مزبور محافظهكارى و عدم قدرت در پيش بردن اصلاحات ، عصبانى بودن و عدم رضايت دائمى ( شجاعت در انتقاد و تهور در حملات پلتيكى و اجتماعى ) روزبهروز كسب قوت كرده و مجلس ملى همواره مركز بروز عمليات اين دو حس مخالف واقع مىگرديد .
زيرا در غياب مجلس سياست خارجى در كفهء حكومت جاى گرفته و عدم آزادى مجال بروز اختلافات و حملات مليّه و انتقامهاى ناشيه از عدم رضايت و عدم بصيرت را به دستجات نمىداد . ولى افتتاح مجلس كه آن هم در زير پردههاى سياست باز يك سرگذشت ديگرى دارد وسيلهء آزادى افكار شده و ديده مىشد كه در اين موارد يكباره
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5814
مساهمون: قهرمان ميرزا عين السلطنه
ص٥٨١٤