الاخرى شروع و به 15 اسد غرهء ذيقعده ختم ، و قسمتى از آن تاريخ شروع و به حمل 1298 مطابق 19 جمادى الاخرى منتهى مىگردد . »
قسمت اول - وضعيات عمومى
بهار گذشته دين خود را از حيث خوشى هوا و ادامهء بارانهاى مفيد و خرمى مزارع و صحراها در نهايت خوبى ادا كرده بود . مردم ايران با اينكه از زير تودههاى خشكسالى و قحطى و تيرهروزى سال قبل بيرون آمده بودند چونكه هنوز خشكى و خستگى قحطى در حلقوم و در اعصاب باقى بود بهار يونتئيل را با يك تلخكامى و فاجعه تلقى مىنمودند .
در اين سال محصول عموما در كليهء بلاد ايران خوب و اميدبخش و براى جبران سختى سال قبل به حد مكفى مايهء تسلى قلوب بود . ولى به واسطهء سوء ادارهء دولت و جسارت محتكرين كه گندمها را هنوز در انبارها مخفى داشته و به صد و پنجاه تومان نيز نفروخته بودند معيشت عمومى در مضيقه ، قحطى باقى و هنوز زردى رنگ دمپخت مسموم در رخسارهء عموم باقى و با نمايان شدن طلايهء بهارى باز هر روز دستهدسته مردم گرسنه و بىنوا بىغسل و بىكفن بهطرف قبرستانها روان بودند ! ! ! . . .
بهار فقط يك اميد و آرزوئى بود ، ولى براى كسانى كه بتوانند خود و فاميل خود را تا سر خرمن زنده نگاه بدارند . امراض گوناگون شدت يافته . مرض تيفوس و تيفوئيد و مالاريا بيداد مىكرد . اخبار موحش از ولايات دور و نزديك دوام داشت و بالاخره يك بدبختى بود كه پس از بدبختيهاى ديگر متواليا فرارسيده بود . . .
* * * كابينهء آقاى مستوفى الممالك هنوز برقرار بود . سياست داخلى در نتيجهء هرجومرج يك ساله ، قحطى و بلاياى وارده ، سوء اداره و سوء مناسبات خارجى در نهايت كندى و چرخ ادارات بىاندازه كند و متلاشى شده بود . سياست مشت و قدرت كه از چندى قبل در قبال هرجومرج عمومى و ترورهاى متقابله از طرف متفكرين پيشنهاد دولت شده بود . در اين اوان لا بد منه به نظر رسيده و اولين قدمى كه دولت در نمايش برعليه آزادى محيط برداشت توقيف جرايد بود . دولت تصور مىكرد كه بايد با ثبات و شهامت اول جلوى آزاديهاى محيط را كه به هرجومرج تعبير مىشد گرفته و سپس شروع به اصلاحات نمود . توقيف جرايد اولين قدم بود و حكومت نظامى در كابينهء بعد دومين قدم و اتفاقا در دومين قدم دولتهاى وقت توقف نموده نتوانستند جلوتر بروند . زيرا روح سياست آنها در برابر پيشآمدهاى خارجى غيرمعلوم و نه تنها حكومتها قادر بر تشخيص