چه و چه ، هزار حرف . از آن روز مخالفت احسان اللّه خان و خالو قربان با ميرزا علنى مىشود و هريك در تهيهء قتل و اضمحلال آن يكى برمىآيد . چند روز بدين منوال مىگذرد و بولشويك به حرف ميرزا نرفته تقويت از احسان اللّه مىكنند . گفتند كمكم كار به زدوخورد رسيد .
جنگ جنگل
ميرزا صلاح خود را به رفتن جنگل ديده موافقين احمق خود را برداشته به جنگل مىرود . احسان اللّه خان با جمعيت خود و دستهاى از بولشويكها آنها را تعقيب مىكنند و چندين جنگ مىشود . در ضمن هم مشغول چپاول و غارت شهر شدند . قرب هفتاد خانهء متمولين و مقدارى از بازار غارت مىشود . ورود قزاق به حوالى رشت مانع از جنگ جنگل و تعقيب ميرزا مىشود . هرقدر عده در آنجا بود به شهر احضار و براى جنگ با قزاق حاضر مىكنند . از آن به بعد اختيارات كلا به دست كميسرهاى روس و قفقازى و گرجى افتاد . ميرزا هم در جنگل مشغول تماشا شد .
عزل نظام السلطان
دوشنبه 23 - امروز نزد نظام السلطان رفتم محرمانه مىگفت از طهران با تلفن خبر دادند من معزولم . من هم فورا تلگراف استعفا زدم . ضياء الدوله آمد ما را براى ناهار نگاه داشت . مشغول بازى تخته بود . تلگرافى به دستش دادند باز كرد . پس از آنكه اول آرام خواند رو به ما كرد كه استعفاى من قبول شد و مضمون تلگراف را بلند خواند . بعد گفت موفق الدوله پسرعمهء من حاكم شده است . من قدرى اظهار تألم كردم . حقيقتا براى من خوب بود . تنها نبودم و اغلب باهم بوديم .
مذمت عين الدوله
بعد ضياء الدوله شرحى از عين الدوله بدگوئى كرد كه از يك پنجهزارى نمىگذرد .
متصل مهمان است و مشغول قماربازى . من نمىدانم با اين همه مكنت ، اين همه حرص و دنائت طبع براى چيست ؟ ناهار آوردند . در اين بين رئيس نظميه انگليس با رئيس نظميه خودمان وارد شدند . آنها را هم دعوت به ناهار كرديم و مشغول شدند .