نوكرهاى من كه در سردر عمارت كه جاى بلندى است منزل دارند مىگويند اول صبح نگاه به ميلهاى تلگراف بىسيم انگليسها مىكنيم كه در سر جاى خود است راحت مشغول نماز و چايى مىشويم ، بعد مىخوابيم .
جهانشاه خان افشار
يكشنبه 22 ذيقعده ، 17 برج اسد - ضياء الدوله از خمسه آمد . جهانشاه خان حاكم شده .
به اتفاق اسعد الدوله سوار و پياده از سمت خلخال به رشت روانه دارند . جهانشاه موقع را غنيمت شمرده يكجا از ئيل ، يكجا از مردم شهر و متمولين و ملاكين ، يكجا از دولت پول براى تهيهء سوار جمع مىكند .
خبر عزل نظام السلطان
شهرت كرده نظام السلطان معزول است . براى نظام السلطان و خيالات او قزوين خيلى محقر است . او بايد حاكم يك ولايت خيلى بزرگى باشد .
بىخبرى از الموت
از الموت كسى نيامده خبر ندارم . مىگويند از طهران به طالقان ژاندارم رفته .
حسن خان هم براى اطلاعاتى كه دارد از قزوين به طالقان رفت . در الموت دسته [ اى ] با ولى آقاست ، در رودبار با خير اللّه و محسن . در پائين رودبار حيدر قلى خان كرد و عبد اللّه خان عموزادهء غياث نظام پدر مردم را مىسوزانند . هاشم خان نامى اهل طهران رياست كل را دارد . اضطراب مردم اندكى تخفيف يافته است .
جنگليها و بلشويكها
اما قضيهء رشت . اينجا بايد قدرى به طول كلام پرداخت . محققا بين بولشويكها و ميرزا مواضعه بوده و مكرر سفراى متعدد بين اين دو دسته آمد و رفت داشته است ( پس از ورود انزلى و تخليهء انگليسها و رفتن ميرزا تا ورود رشت شرح داده شد ) . پس از ورود بولشويكها ديدند ميرزا خيلى گزافه گفته و لاف زده است به مسكو تلگراف نمودند فورا شخص ديگرى براى تحقيقات عميقه آمد . او هم تصديق كرد كه ميرزا قبول عامه ندارد .
استعداد خيلى زياد ندارد . بيشتر آنچه گفته دروغ است .
ميرزا هم ديد كه اينها خيالات خيلى فاسدى دارند و هرگز اين مرام ، اين مقصد صورت نخواهد گرفت و چيزى نمانده كه آن وجههء ملى و تقدسهائى كه به خرج داده بود