لخت كردن غلامعلى خان محصل ماليه
بارى حسن خان كه آمد ولى آقا وارد رودبار مىشود . خير اللّه كوشكى و محسن ديكينى را هم همراه مىكند با جمعى از رعاياى ديگر . اول در وشته سراغ غلامعلى خان آجودان تحصيلدار ماليه مىروند . به اميد پول ماليات كتك مفصلى به او مىزنند . يعنى پس از آنكه مىبينند تنخواه معتنابهى نيست بعد اسب و تفنگ [ و ] مزر و قاطر او را گرفته همراه برمىدارند ( غلامعلى خان مىگفت چنان به حساب من رسيدگى كردند كه در عمر ماليهء قزوين اينطور به حساب هيچ تحصيلدارى رسيدگى نكرده بود . ) مىروند كوشك .
لخت كردن شاهزاده اجلال نظام
قبل از اذان حركت مىكنند به سراغ شاهزاده اجلال نظام كه به اصرار نظام السلطان به نيابت حكومت رودبار الموت آمده بود و در معلمكلايه عمارت امير اسعد منزل نموده بود . نزديك عمارت ، غلامعلى خان را جلو مىفرستند كه شاهزاده را مشغول كند . او وارد مىشود . متعاقب حضرات وارد مىشوند . چه دردسر بدهم . اول آنچه شاهزاده داشت از خورجين ، كيف تحرير و اسناد و پول ، اسب ، تفنگ ، حتى لباس تنش را گرفته و مرخص مىكنند برود . بعد كاغذى از اجلال نظام به دست آنها مىافتد كه به شهر نوشته بود كه شهرت دارد بولشويك مىآيد . در ضمن فحش و ناسزا نوشته بود . اين كاغذ باعث خشم ولى آقا مىشود . چماق را كشيده به جان حضرت اقدس و الا ، حالا نزن كى بزن . بعد شوشكه را از دست يك نفر روس گرفته و با شوشكه مشغول زدن مىشود . بالاخره دل آن چند نفر روس كه مشغول خوردن عرقهاى حضرت و الا بودند به رحم مىآيد . ولى آقا را ساكت مىكنند .
اجلال نظام در قزوين
اجلال نظام يك تاى پيراهن با يك كلاه و يك گيوه حركت مىكند ، با تن مجروح و حال خراب . غروب وارد اوان مىشود . آنجا كدخدا او را مخفى مىكند و صبح به هزار التماس يك قاطر به او مىدهند و مىآيد شهر . چون من به او گفته بودم نرو و رفته بود ، تا من در شهر خبر شدم رفتم منزلش كه مثل نعش افتاده بود و ناله مىكرد و طبيب بالاى سرش [ بود . ] من بهقدرى خنده كردم و سربهسرش گذاشتم كه اندازه نداشت . پاك لال شده بود و آن « تهته پته » ايام سلامتى را هم نداشت . تمام را جواب به من مىداد خدا نصيب شما هم بكند . واقعا تمام بدنش مجروح بود . اينها اسلحهء خوب نداشتند . اين