آمدند . چندين مرتبه باكو آدم فرستاده ، چند مرتبه در آستاراى روس مخفى ، خودش رفته همهقسم وعده و نويد داد تا آمدند . ميرزا گفته است فقط اسلحه و صاحبمنصب به من بدهيد تمام ايران با من همراه است .
مشير الدوله و متجاسرين
اين نامرد را مستوفى الممالك و علاء السلطنه در كابينهء خود علم كردند . طهرانيها همراهى نمودند سلام و صلواة فرستادند تا كارش به اينجا رسيد كه مىخواهد يك ايرانى را ويران كند . چنانچه شهر رشت را مشغول است . مشير الدوله در اعلان خود امر مىكند كه منبعد بولشويك نگوئيد بلكه متجاسرين و متمردين بخوانيد . البته با اين تدبير سترگ تغيير اسم آنها هم مضمحل خواهند شد .
رفتن نظام السلطان
يكشنبه 15 ذيقعده - نظام السلطان ديروز براى كسب تكليف طهران رفت . متعاقب چند رأس اسبهاى او را هم بردند . قالى و قاليچهها را هم از اطاق بيرون جمع كرده است .
با اين عقبنشينى انگليسها مردم مضطرب شدهاند . اما نظام السلطان گويا رفته زمينه را به دست بياورد . اگر واقعا دولت سر جنگ دارد فبها ، و الا از اقدامات خود و منبر رفتن خود پوزش بخواهد ( يعنى از جنگل ) .
تقى خان با آدمها و شاهزادهء آزاده محمّد صادق ميرزا به شهر وارد شدند . شرح واقعه را هم بدهم ضرر ندارد .
آمدن ولى الموتى
سه روز قبل حسن خان با ژاندارم خود از پل انبو به شهر آمد و دروغها گفت كه چهارصد نفر بولشويك آمده بودند . ما چاره جز عقبنشينى نداشتيم ( فرار هم تغيير اسم داده عقبنشينى شده است ) . من ماژر ادموند را ديدم گفت با همه اعتماد من به حسن خان و اين همه تعريف شما از انبو آمد . حاليه گفتهام با يك عده هندى برود ( رفت و كسى را نديد مراجعت كرد ) . معلوم شد اين عدهء چهارصد نفرى فقط ولى آقاى الموتى است با جمعى از روس و ايرانى و مقصد هم الموت است نه جاى ديگر ، آن هم بدون اجازهء ميرزا . اين جمع را هم فريب داده و بعضى را هم بين راهها همراه گرفته است كه من چهل پنجاه ملك دارم . از ظلم شاهزادگان فرارى شدم ، حالا مىروم كه املاك خود را متصرف شوم . به هركدام هم وعده داده و شهريهء عمده قرار داده است .