هلاك مىكند . چند نفرى هم از عابر سبيل تماشاى ما را مىكنند . بالاخره باز حاجى را با شلغمها دنبال كرديم . مختصر تا مسافتى بيرون دروازه حاجى دويد و همان حرف را زد .
آنوقت ما شلغمها را بهسمت او پرتاب كرديم . هر شلغمى كه به زمين مىافتاد او دو ذرع جستن مىكرد تا آخرين شلغم كه حاجى دور شده بود .
طايفهء سيك
طايفهء سيك « 1 » كه هندو هستند هيچ موى خود را نمىزنند . سبيلها بهقدرى بلند است كه از دو طرف توى كلاه خود مىگذارند . نسبتا قوىتراند . عمامهء آنها فرق دارد مثل شال كلاههاى مستوفيهاى ماست .
نپاليها
كارگرها كه ئيل و اهل نپال هستند كوتاه ، گونههاى بيرون آمده و چشم و ابروشان . مثل مغولها و چينىها سر تراشيده فقط كاكل دارند . بهجاى گوشت تمام اعضاء آنها رگ است . همه به يك شكل و به يك قد و اندازه . كاردهاى غريبى دارند كه مىگويند تا بيست ذرع چنان با اين كارد نشان مىكنند كه هر جاى آدم را بخواهند هدف آن مىشود .
بسيار شجاع هستند و قشون خوب هندى انگليس اين كارگر است . طرف مشابهت با هنديهاى ديگر نيستند . اينها تمام سربازند . عمله از اينها هيچ ندارند . ايرانيها به اينها كلاه تركى مىگويند .
تعظيم به گاو
من هندو را ديدم كه به گاو چنان تعظيم كرد كه سرش به زمين آمد . زبان بين المللى هندوستان اردوست همه بلد هستند . كاف و گاف و ر بسيار دارد . محمّد على خان مىگفت به يكى از هنديها گفتم حاجى يك خانم ايرانى بگير ، چپچپ به من نگاه كرده گفت مىروم هندوستان و يك زن هندى سياه مىگيرم . اينها سفيدند چه خوبى دارد . با اينحال خيلى زن گرفتهاند .
هامش
( 1 ) - در اصل ساكس - سيك قومى از هندوان داراى مذهب وشنو شعبهاى از دين بودائى است . ( مسعود سالور )