تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5541

مساهمون:

ص٥٥٤١
كاردانى بود . كاغذجات طهران را داد . افخم الدوله كه نااميد بود هفت فرسنگى قزوين اين هنگامه را ساعد الدولهء هيجده ساله برپا كرده هيچ اقدامى دولت نمىكند . حالا مىخواهند سراغ ميرزا كوچك خان بروند . همه زير سر دولت و وزراى ماست . وقتى كه ساعد الدوله با چند نفر دزد و دغل و امثال ولى آقاى قاطرچى [ و ] محمّد كلانى اين قسم هرزگى و شرارت كنند جلوگيرى نشود از ايلات آذربايجان و كردستان و فارس مىشود جلوگيرى كرد .

صدمات الموت

بارى صدمات و لرز و تكانهاى الموت كم‌كم دارد اثرات خود را ظاهر مىكند . اول‌بار آقا برار ناخوش شد و حصبه داشت . اينك ملكه خانم و مسعود مبتلا شده و يك كله افتاده‌اند . از كلفتها سيما زن فرهاد ، نرگس دخترك آتانى و خود استاد فرهاد . اوضاع من رقت‌انگيز است . اسباب نداريم ، ظرف نداريم ، فرش نداريم ، آنچه هم هست هركدام مال يك نفر [ ست ] و به‌قدر اين جمعيت نيست . چون ظرف كم است سه مرتبه ناهار كشيده مىشود . اول براى من و بچه‌ها ، ثانى براى كلفتها ، ثالث نوكرها . شب همان فرشها را سر خود مىكشند . با يك پتو سرد است . اين مريض‌ها با بىاسبابى ، بىمنزلى كار را دشوارتر نموده است . اطاق سمت گل‌خانه نزهت است با ملكه و روشنك . يك مريض آنجا . [ در ] راه‌رو كلفتها منزل دارند . فعلا دو مريض آنجاست . اطاق جنب راه‌رو زينب و مادرش و عباس و مسعود منزل دارند . يك مريض آنجاست . اطاق من فقط مريض ندارد . بيرون من هم دو مريض است . اطاق سيم خالى است . يك تكه هم براى آنجا فرش نيست . يك زندگانى تماشائى است . بچه‌ها به واسطهء نان سنگك بد شهر ناخوش شدند . عباس نان الموت مىخواهد ( لواش ) . دوا به‌قدرى گران است كه هر نسخهء سابق كه دو قران بود دو تومان بايد داد ، آن هم فاسد ، آن هم مانده و بلااثر . دواى خوب ايران مال آلمان بود ، مدتهاست مثقال آن نيامده . بعد مال روس بود كه نسبتا پست‌تر است ، هيچ نمىآيد . اين دواها مال قبل از جنگ است .

نوروز 1337

شب شنبه 19 جمادى الثانيه - يك ساعت و بيست دقيقه از شب رفته تحويل حمل قوىئيل است . به جاى ساز و آواز شب عيد صداى ناله بم و زير مرضا بلند است . عيد ما به عزا و خانهء ما به عزاخانه مىماند . از تمام مايملك خودم ، امشب يك نعلبكى كه نقل