چيت آن هم بسياربسيار مانده و بدذرعى پنج هزار و شش هزار . قند ، چايى هرچه ما يحتاج است قيمت اعلى دارد . به اين لحاظ روزى مبلغ كلى خرج بود .
16 ج 1 - رفتن ژاندارم دروغ شد . با آنكه انگليسها مقدارى اسلحه دادند ماژر مىگويد چهارده قبضه تفنگ داريم و صد نفر آدم لخت بىلباس . حكومت باز تلگراف كرد ، خودم تلگراف نموده بودم جواب نمىآيد .
برويم سر مطلب . ميرزا حسين چند روز است آمده . گفت ساعد الدوله مرا خواست كه نزد او مستخدم شوم . گفتم من نوكرى شاهزاده را هم ول كردم مشغول كسب هستم ، نوكرى شما را هم نمىكنم . گفت پس برو شهر ، پول مىدهم براى سربازهائى كه در الموت و اينجا تهيه مىشود لباس و ملزومات خريده و دوخته و روانه كن . من از خدا خواستم كه از چنگ او خلاص شوم . پول حوالهء طومانيانس داد با يك نوشتهء جواز و من آمدم .
وضع تنكابن ساعد الدوله همهكاره
از وضعيات آنجا و الموت پرسيدم . گفت تقى مرخص است اما اجازهء حركت ندارد .
ميرزا جعفر خان جزو نوكرهاى او شده ، هرچه در تنكابون اسلحه بود گرفته . اكرم الملك و مسعود الملك را جزو سربازها نموده و مشق مىكنند . سردار كبير مشغول ترياك خود است . كارى به اين كارها ندارد . عجالتا ساعد الدوله همه عنان و اختيار را از دست تمام تنكابونى گرفته و در تهيهء سرباز است كه مشق بدهد و اسلحه از باكو بياورد به جنگ سالار فاتح و كجوريها برود .
وضع الموت
اما الموت . گفت پس از اخراج خانواده ، عيال و اطفال نوكرها را هم يكىيكى بيرون كردند ( همه شهرند ) . فقط رضا را نگاه داشتند ، براى آنكه مطالبات اندج ناحيه را جمع كند با عيال او . چند روز درب قلعه را باز [ گذاشته ] و بار عام داده بودند . مردم دستهدسته ديدن كردند و هركس هرچه جلوى راهش بود چه مخفى چه آشكار بردند . مهدى هم آنچه به دستش بود با آنچه على محمّد داشت و آنچه از آذوقهء شما در خانهء او داشتيد محرمانه به خانهء خودش برد ، مگر مقدارى عسل و روغن و آرد كه نتوانست و جزو بيت المال مسلمين شد . ولى آقا ديد بخوربخور و هركه هركه شده است اين بود كه اسبابها را جمع كرده در دو اطاق گذاشت و مهر كرد . انبارهاى آذوقه را قفل نمود و روز به روز خرج مىداد . تمام غلهء دهات و برنج انبارها را هم به گرمارود حمل كرد . مقدارى را