عمليات ساعد الدوله
چند مرتبه كه رئيس الوزرا از بالا به پائين و از پائين به بالا قدم زد و دندان خود را خلال نمود صدا زد حضرت و الا بيائيد . من رفتم جلو . بعد حاجى افخم را هم خواست .
گفت سپهسالار شرحى در جواب من نوشته از بغل درآورد باز كرد و خودش براى ما قرائت نمود . مضمون رقعه همان حرفها بود كه به من گفته بود : من واقعا او را نگفته بودم برود ، حالا هم رفته مال و ملك مرا هم مشغول خوردن است ، ياغى است و متمرد .
حضرت رئيس الوزرا هر حكمى دربارهء او بفرمايند مرا سخنى نيست ، چه و چه . بعد فرمود حال چه بايد كرد . گفتيم اختيار با خودتان است . اين آدم دار و ندار مرا چه برده و چه فرستاده و ضبط كرده ، عيال و اطفال مرا در اين زمستان و آن كوهستان به اسارت شهر قزوين فرستاده ، قزاق دولت را خلع سلاح نموده ( ورود تنكابون سى نفر قزاق ساخلوى آنجا را خلع سلاح كرده لخت و عريان بهسمت رشت فرستاده ) ، براى خودش قشون گرفته ، درجات نظامى مىدهد ، بدون حكم دولت محال ثلاث را تصرف [ كرده ] ، حكومت و همه كار مىكند . فرمود همه را مىدانم .
دستور رئيس الوزراء
اعتلاء الدوله رئيس كابينهء خود را صدا زد فرمود تلگرافى به خود ساعد الدوله بنويس كه هنوز جبران حركات گذشتهء خود را نكرده مجددا اقدام به بعضى حركات زشتتر از آن نموديد . كسان شاهزاده را از خانهء خود خارج [ كردهايد ] و مشغول اعمالى هستيد كه فوق تحمل دولت است . به وصول اين تلگراف حركات سابق را جبران و آدمهاى خود را بخواهيد ، و الّا دولت همه قسم در مجازات و قلعوقمع اشرار كوتاهى نخواهد نمود . بعد گفت ديگرچه لازم است . گفتيم به حكومت قزوين ، به ژاندارمرى . فرمود خيلى سخت به حكومت و به تشكيلات ژاندارمرى بنويسيد كه فورا بهسمت الموت بروند و جلوگيرى نمايند .
گذران ما چه مىشود
بعد من شرحى بيان كردم كه حضرت اشرف مرحمتى بفرمائيد : آنچه در همدان بود قشون روس و عثمانى يغما و خراب كرد ، اينجا را هم ساعد الدوله مشغول شده است .
پس يك گذرانى به ما بدهيد آنوقت همه را دولت ضبط كند ، ديگر چرا اين و آن ببرند .
پدر پير ما از كجا صرف معيشت خود كند . همه را كه بردند . من چه گناه و تقصير دارم . از