تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5508

مساهمون:

ص٥٥٠٨

تسجيل مصالحه‌نامه

چهارشنبه 26 - سپهسالار از نقل‌مكان مراجعت به پارك خود نمود . برف در قزوين و خمسه بسيار باريد . راه سرد و برف است . امام جمعهء سابق آقا سيد ابو القاسم امروز خدمت حضرت اقدس و الا آمد . در حضور من مصالحه نامچه را التفات فرمودند مهر كرد و اعتراف نوشت به‌طور مطلق حضرت و الا تمام دارائى خود را ارباعا با چهار نفر صلح فرموده‌اند و در ضمن تا ده سال اختيار داده شده است كه به هر نحو مايل باشند منافع آن را خرج كنند . دو نفر از آقايان علماى ديگر هم مهر نموده و صيغه خوانده‌اند . جمعه 28 ع 2 ، 12 دلو - ناهار خانهء عين الملوك بودم ( حامله هست ) . عصر از آنجا گردش رفتم بعد منزل آمدم . اول پرويز ميرزا بعد هم سلطان محمود گفتند تلگرافى براى شما آمده بود نبوديد حاج افخم الدوله باز كرد و فورا از منزل بيرون رفت . من به خيال فرو رفتم تا يك ساعت و نيم از شب رفته كه آقا آمد جوياى تلگراف شدم كه چه بود . در گفتن و دادن تلگراف تسامح كرد . قدرى گذشت اصرار كردم و گفتم مطلبى نيست بدهيد . با خواست خداوند چه بايد كرد . با اكراه دادند .

تلگراف رفعت السلطان دربارهء الموت - نفرين كردن عز الدوله

تلگراف از رفعت السلطان بود به تاريخ يازدهم دلو كه اسمعيل جلودار به شهر آمده مجددا ساعد الدوله جمعى سواره و پياده به الموت وارد نموده . ميرزا جعفر خان و سوارهاى حكومت را با نوكرهاى شما دستگير [ كرده ] شيخ ابراهيم مفقود الاثر است . حال خانواده معلوم نيست كه چه به روزگارشان خواهد آمد . ديگر محتاج ذكر نيست كه بر ما چه گذشت و تا صبح چه كشيدم . افخم الدوله پس از قرائت اين تلگراف نزد سپهسالار رفته بود . گفته بود من عجز دارم ، روز شنبه بيائيد به اتفاق برويم نزد رئيس الوزرا . خداوندا غارت يك دفعه ، دو دفعه . ديگر اين هر دقيقه دبه درآوردن چيست . مگر مال و مكنت متصل توليد مىشود ، مىزايد . حالا ببينيد به سر زن و بچه‌هاى كوچك من در اين زمستان چه بيارند . هيچ مفرى و راه نجاتى براى آنها نيست جز فضل الهى . شنبه - دو مرتبه صبح و عصر خانهء سپهسالار رفتم كسالت داشتند بيرون نيامدند . حضرت و الا خدمت شاه رفت تفصيلات را عرض كرد . مرا حضرت و الا خواست اندرون . پيرمرد ديشب تا صبح خواب نكرده بود . مىفرمودند به خدا ناليدم و به سپهسالار نفرين كردم . چه به سر اطفال تو بيايد در اين سرما و برف و چله زمستان .
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5508 | قهرمان ميرزا عين السلطنه