تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5505

مساهمون:

ص٥٥٠٥
كار آمده كه تاكنون به گوش احدى نرسيده بود . يكى مىگويد من از نسل ساسانم ، ديگرى كيان ، يكى ديگر سلجوقى مىشود . همسايهء او نوادهء اشكبوس ، گيو ، گودرز ، هرچه خيال كنيد . همه مىخواهند خود را به يك شخص بزرگى نسبت دهند و اسم آن طايفه يا شخص را فاميل خود قرار بدهند . حتى به حكما و شعراى ايران هم تجاوز نموده فردوسى ، فرخى ، سعدى ، غيره و غيره نام فاميل مىگذارند و خود را از نسل آن مىدانند . اين مطلب را خيلى سخت گرفته بودند كه زنها را هم ببرند در كميساريا . علما و مردم به صدا درآمدند . اين بود شاهزادگان درجه اول و علما و زنها را از رفتن كميسر معاف نموده قرار شد به وكالت آنها يك نفر برود .

باز به خانهء سپهسالار

شنبه 28 ع 2 - باز خانهء سپهسالار رفتم . از خانهء ما تا آنجا طول شهر طهران است . دو كورس بلكه سه كورس درشكه محسوب مىشود . باز خيلى اطمينان داد ، اما مىگفت جواب تلگرافم نرسيده است . مىگفت در دنيا اگر دو نفر آدم موذى نمّام باشد يكى از آنها برادر من سردار كبير است . در دنيا از او متقلب‌تر آدم نيست . گفت اديب الحكما امروز رفت . من او را ملاقات كردم . آدم پست قد قطورى است . ترك است . سالها در اين خانواده بوده طبابت هم مىكند . مخصوصا در تربيت ساعد الدوله خيلى كوشش نموده . به حمد اللّه مرباى خوبى هم از كار درآمده . ترس سرما را داشت كه من پيرم چطور بروم . من هم خيلى وعده به او كردم . تا چه كند . سپهسالار گفت تمام املاك خودم را به دست طومانيانس دادم و از ساعد الدوله گرفتم . خودم تفصيل را به رئيس الوزرا گفتم كار بد بد است هركس مرتكب شود . من امروز قدرى بىپرده با او صحبت داشتم . حضرت اشرف تمام مال من رفت ، حتى شال و انگشترى كه امير اسعد براى صبيهء من آورده بود ، حتى شالى كه خودت به عروست دادى . دست به آسمان بلند كرد . مثل بيوه‌زنها به ساعد الدوله نفرين كرد . گفتم اين نفرين شما چه نتيجه براى من دارد . بارى هركس مىخواهد دل‌دارى به من بدهد و افسوس بخورد مىگويد خبط كردى ، يا آدمهاى شما چرا بىتهيه بودند . من هرچه مىگويم آقايان اين شخص دزد نبود ، قاچاق نبود ، در جزو اشرار و قلدرهاى مملكت ما محسوب نبود كه من يا آدم من قبلا در فكر كار و تهيهء جنگ باشد . فاميل سپهسالار متصل از آنجا مىگذرد ، راه خانهء آنهاست . من اگر امروز وارد اطاق شما بشوم هيچ مىتوانيد تصور كنيد كه دوات روى ميز شما يا قوطى سيگارد شما را سرقت خواهم كرد كه قبلا مخفى كنيد يا در جيب خود بگذاريد . اگر من