تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5507

مساهمون:

ص٥٥٠٧
مىگفت پارسال از يك گروهان ژاندارمرى پنجاه هزار تومان صاحب‌منصب آن منافع برد . از شش سير نان و عليق يك اسب مردم مداخل‌ها كردند . بخوربخور اندازه ندارد . تحديد ترياك را طومانيانس اجاره كرد . در آلمان حزبى به نام اسپارتاكوس ايجاد شده مشغول انقلاب هستند .

ديدار رئيس الوزراء

يكشنبه 23 - امروز به ناچارى ( براى آن‌كه مبادا سپهسالار بهانه به دستش بيفتد نزد رئيس الوزرا نرفته بودم ) . صبح به اتفاق افخم الدوله خدمت رئيس الوزرا رفتم . در سالن مزين عمارت خودش روزهاى يكشنبه از مردم پذيرائى مىكند . پس از نشستن و احوال‌پرسى در صورتى كه گوش‌تاگوش آدم نشسته بود از من جويا شد كه اين واقعه چه بوده . گفتم البته تاكنون راپرت داده شده . فرمودند بلى . گفتم همان است كه عرض شده است . فرمودند سپهسالار چه اقدام كرد . عرض نمودم مشغول اقدامات هستند . گفتند اصلاح شد . گفتم خداوند اصلاح كند . انشاء اللّه به توجه حضرت اشرف مىشود . به همين جوابهاى پوچ و مسامحه مىگذارندم . با وصف آن‌كه موقع بود و مايل هم بود من ديگر هيچ نگفتم مبادا اسباب كينهء سپهسالار شود .

بازگشت عز الممالك از مهاجرت

حاج عز الممالك به سلامتى از مهاجرت و مسافرت طولانى آمد و امروز آنجا بود . شب ديدن رفتم . مدتها اسلامبول مانده بود . كاغذى به ماژر محمود خان رفيق مهاجرت خود كه فعلا رئيس ژاندارمرى قزوين است در سفارش من نوشت . اطمينان مىداد كه همه قسم مساعدت مىكند .

قصد ساعد الدوله

كاغذى از شيخ رسيد كه به تواتر خبر مىرسد كه ساعد الدوله در تهيهء فرستادن جمعيت مجددى به الموت است . ما قوهء مقاومت نداريم . تلگراف كنيد يك عده ژاندارم به ما برسانند . كاغذى به حكومت قزوين نوشته شد كه يك فكرى بكند . اديب الحكماء به‌سمت الموت حركت كرده است . ساعد الدوله بلاى جان من شد .