تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5469

مساهمون:

ص٥٤٦٩
دسته‌دسته باغ فردوس مىآورد . مىزنند مىرقصند كيف مىكرد . ) گفتم حال ندارم برويد آن اطاق . بعد غذا براى من آوردند ديدم خيلى عالى و خيلى مزين است . پيش خود گفتم عيب ندارد زنها را بخواهم تا غذائى كه براى مريض تهيه شده ببينند چقدر خوب است و چقدر عالى . آنها را خواستم داخل اطاق شدند كه بيدار شدم . تعبير كردم مىروم طهران وزراء و رجال ديدن مىكنند . سردسته هم وثوق الدوله ، عزيز كاشى است كه چندان حالش هم خوب نيست !

تعريف از وثوق الدوله

بعد از وثوق الدوله تعريف كرد كه باز ميان سايرين او از همه بهتر است . علم دارد ، كمال دارد ، چيز فهم است . امروز او خيلى بهتر از ديگران است . رفتيم اطاق . ناهار خواست . ما از روى نقشهء آمدنهاى امير اسعد تهيهء زياد ديده بوديم . ليكن خير اين‌طور نبود ، سپهسالار تمام اجزاء خودش را فرستاد رفتند . فقط خودش بود ، مهذب الملك ، اسعد السلطنه ، ميرزا احمد خان مترجم و مستوفى و هشت نه نفر اجزاء از پيشخدمت و آبدار و جلودار . بلكه يك مرتبه هم جلو خان رفت جليل لشكر را گفت برو هركس پائين است روانه كن برود . طورى كه دو ثلث تهيهء ما به زمين ماند .

اتحاد اسلام ( جنگليها )

صحبت از « اتحاد اسلام » شد . من گفتم تشريف مىبريد طهران يك تصميمى در كار آنها بفرمائيد . تا حال مىگفتند با روس مىخواهيم جنگ كنيم . تهيه‌ها براى آنجاست . بعد انگليس را به ميان آوردند . جنگ با روس و انگليس را ديديم . حالا چه مىگويند ، حالا براى كجا و كه اين كارها را مىكنند . اگر يك قصد خوبى هم دارند پس اعلان كنند همه بدانند و الا اينها با فلان ياغى و سركش چه تفاوتى دارند . اگر دولت از هر ياغى و سركشى بايد حمايت كند كه تمام مردم اين كار را مىكنند . گفت در طهران من شهريه به كميتهء آنها مىدادم . پس از رفتن تنكابون و آن حركات هم قطع نكردم . روزى را كميته نزد من آمد كه خوب است شما با اين سفير بالشويك روس همراهى كنيد او را به خانهء خود منزل بدهيد ، « اتحاد اسلام » هم با اين نيت همراه است . من گفتم چه ضرر دارد . به يك شرط من اين كار را مىكنم . گفتند چه‌چيز است . گفتم شما اسم « اتحاد اسلام » را تغيير بدهيد اسم ديگر بگذاريد . گفتند چرا . گفتم به اين جهت كه مرام بولشويكى با تمام مذاهب خصوصا اسلام مغايرت كلى دارد . نمىشود « اتحاد اسلام » بود و حركات خلاف اسلام كرد . رفتند ديگر نيامدند . اينها يك خيالات ديگرى دارند . مرده‌شور دولت ما را ببرد !