تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5468

مساهمون:

ص٥٤٦٨

مذمت از امير اسعد

من گفتم اختيار باز با خودتان است . طورى باشد كه يك طرفى شود . يك سال است امير اسعد يك احوال نپرسيده . گفت هو ! من به شما يك چيزى بگويم . از رودبار كه مىرفتم منزل عيال او ، كنار راه بود پياده شدم داخل حياط شدم ، ديدم يك دسته گدا آنجا مسكن دارند . به حق خدا من گريه‌ام گرفت . سه دختر تنكابون دارد ، در ظرف سال پنج تومان به آنها نمىدهد . اين مال مال من است . تمام را به مصرف بىمعنى مىرساند . آن‌وقت با عيال و اطفال خودش آن هم از مال من اين قسم سلوك مىكند و باز از نو بنا كرد شكايت كردن كه تمام ملك مرا ، مال مرا تفريط مىكند . جنگليها هيچ آنقدر نبرده بودند . تمام حقه‌بازى امير اسعد بود . تمام پول برنج مرا خودش گرفته ، نوكرهايش خورده‌اند . جنگليها سند درآوردند كه هشتصد خروار حواله داده بود و گفتند حاضريم روبه‌رو كنيم . آن‌وقت بنا كرد از من تعريف و تمجيد كردن كه كم بود يا زياد حفظ كردى ، نگاه داشتى ، در مقابلهء هر پيش‌آمد و هر اغتشاش دوام و ثبات به خرج داديد . برعكس پسرهاى من ، هى فرار ، هى فرار . تمام ملك و مال آباد امن امان مرا خراب و مغشوش نمودند . باز گفت ، باز گفت ، بالاخره گفت حضرت و الا كلمهء آخر است كه به شما مىگويم . اينها در خرج كردن و خوردن مال من هم عدم عرضه و قابليت را به خرج دادند و دست خودش را به‌سمت تنكابون دراز كرده گفت اين همه نعمت كه از مال من زير دست و پاى اينها خدا ريخته و كفران مىكنند خدا دوست نخواهد داشت و كيفر مىدهد ، چنانچه داد و آنها نمىفهمند . شاهزاده كروركرور مال من زير دست و پاى آنهاست ، اما عرضه ندارند نگاهدارى كنند ، قابليت ندارند درست به مصرف برسانند . قهوه آوردند صرف فرمود . پالتوى شال را بيرون آورد . سردارى برك تن داشت پس رفت ديدم قمهء كوچكى هم به كمر بسته . يك دوربين كوچك هم حمايل نموده بود . چكمه در پا داشت . حالش خيلى بهتر از روزى بود كه زواردشت ديدم . سردماغ بود ، چاق‌تر هم از سابق به نظرم آمد . روشنك را فرستاد اندرون احوال‌پرسى نزهت . بعد گفت جشن باغ فردوس را گفتم ، ديشب خواب ديدم من در جائى هستم كه گويا مال خودم است . كسالت كمى دارم و تمام جنده‌هاى طهران آنجا جمع‌اند . عزيز كاشى هم همراه آنهاست . من ديدم عزيز خوب به نظر نمىآيد در صورتىكه خيلى مدت نيست او را نديده‌ام ( سپهسالار دو سه سال است با خانمهاى طهران سروكار پيدا كرده و