مىرفت و غذائى مىخورد . باز محض دلتنگى خوب است از « ايران » بنويسم .
در اطراف صلح ( مقالهء روزنامهء ايران )
هشتم محرم 37 ، 16 اكتبر 1918 - در اطراف صلح - اشعهء اميدوارى و سعادت از افق تيره و تاريك دنيا مىخواهد جستن نمايد . نداى سلامتطلبى از ميان غرش و عربدهء صدها هزارها توپ و غريو مليانها بمب كوشش دارد كه خود را به گوش عالميان برساند .
فرشتهء صلح سعى مىكند كه از وسط قبرستان هولناك كه از يكطرف بين نژاد ژرمن و از طرف ديگر لاتين و انگلوساكسن را جدائى افكنده قيافهء مطبوع خويشتن را نشان دهد .
ليكن بايد اعتراف كرد كه ضديت مقاصد و منافع طرفين متخاصمين از يك سمت و كثرت بغض و كينهجوئى كه در اين مدت جنگ عالمسوز بين ملل جنگآزما حاصل شده بهقدرى است كه در نظر اول انسان را از وقوع صلح و موافقت تا زمانى كه قوهء طرف ضعيفتر و به كلى نابود گردد مأيوس سازد . پيشآمدهاى اخير ، اعتراضات مطبوعات تندرو متفقين و لهجهء تند و اظهار عدم اعتماد زمامداران پاريس ، لندن ، واشنگتن نسبت به پيشنهاد و متاركهء جنگ و صلح متحدين حاكى از همين نكات است . ولى تنها اميدوارى ، يگانه نقطه اتكائى كه گيتى را نزديك به صلح نشان مىدهد اين است كه عالم اعم از ملل متحاربه و بىطرف خستهتر و فرسودهتر از آن است كه به استماع چنين نويد و با مشاهدهء چنين پيشنهادى مانند سابق ساكت نشسته و براى استخلاص از ادامهء جنگ و خونريزى و فداكاريهاى عظيمى كه مستلزم اوست متوسل به جنبشهاى بزرگترى نشوند . زيرا اين مرتبه پيشنهاد صلح از جانب آلمان بهقدر كفايت جدىتر از دفعات سابق است و با احتمال به آنكه نه تنها آلمان و اطريش چهارده مادهء شرايط قبل مستر ويلسن رئيس جمهورى امريكا را زمينهء مذاكرات قرار مىدهد بلكه حاضر براى تقبل مواد مزبور هستند .
صاف و ساده رد كردن پيشنهاد آلمان و اطريش و عثمانى ممكن است داراى تأثيراتى شود كه احزاب كارگران و سوسياليستها يعنى طبقاتى كه استفاده از اين مواقع و خاتمه جنگ برجستهترين مرام آنهاست در ممالك فرانسه انگليس و اتازونى درصدد استيضاح و مداخله در رويهء حكومتهاى خود برنيايند .
در هر صورت افق هراسناك دنيا هنوز مملو از صاعقه و طوفان مصيبت و جنگ است و همانطورى كه در فوق مذكور شد بدون احتمال پارهاى نهضتهاى صلحطلبانهء داخلى ، بدون نمايش آمدن نفرت و خستگى طبقات محنت رسيدهء ممالك متخاصمه و بدون اينكه زمامداران كنونى دو طرف نمايندگان و حاميان سرمايهدارى دنيا مشاهده نمايند كه