نبودند كه وسايل نجات را يافته چارهجوئى نمايند . اين وظيفه هم متوجه افكار عمومى نبوده و يگانه تكليف هيئتى كه به نام دولت زمام مقدرات را در دست داشتند مىبود . تا اينكه عثمانى داخل جنگ [ شد ] و بهسبب ابلاغيههاى دعوت مسلمين به جهاد كه از طرف عثمانىها منتشر گرديده و بلافاصله اعلان بىطرفى ايران ، عقيدهء دخول ايران را در جنگ به افواه انداخته ولى كسى نمىدانست چه بكند . در تحت تأثير همين وضعيات هريك از رجال دولت معاصر بدون استثنا ، چه كسانى كه طرف توجه عامه و يا بغض مردم بودند معتقد به اين شدند كه ايران بايد از موقع استفاده نمايد و طريق استفاده را هم در اين مىدانستند كه آنچه را روس و انگليس از دست ما گرفتهاند مسترد داشته و ضمنا مساعدتهاى ديگرى را براى موفقيت دولت مركزى در استقرار نظم و امنيت مطالبه نمايند ، بدون اينكه علائق سياسى خود را با دول اروپائى مركزى و عثمانى قطع سازند .
عقيدهء مستوفى الممالك
نگارنده خود در هنگام رياست وزرايى آقاى مستوفى الممالك به دفعات خدمتشان رسيده و ايشان را مستقيم به اين عقيده يافتم و حتى مىفرمودند كه تمايل ايران نسبت [ به يكطرف ] خسران و مضرات غيرقابل ترميمى را موجب خواهد نمود ، همينطور هم بود چه كه بعلاوهء آنچه در فوق مذكور شد وضعيت جغرافى ايران طورى بود كه از سه طرف تقريبا مجاور با روس و انگليس و از يكطرف عثمانى ، در صورتىكه طرف شمال بوسيلهء دريا و راههاى آهن و طرف جنوب به توسط خليجفارس ميدان هرگونه عمليات نظامى را براى روس و انگليس فراهم ساخته بود . در حالتى كه فاصلهء بين طهران و اسلامبول يك صحراهاى ممتد لميزرع راعى واقع گشته بود و هيچ مرد مآلانديش دوربين نمىتوانست تفوه كند كه بدون مقدمات و مساعى چندين ساله ايران مىتواند با روس و انگليس اعلان جنگ بنمايد . انصاف را از دست نمىدهيم كه آقاى مستوفى الممالك در محيط فكر و حرف مصدق اين عقيده بودند .
دراينحال بيان پاره [ اى ] اطلاعات راجعبه نظريات دول متحارب لازم .
انگليس
انگلستان يك دولت است كه براى هندوستان از قرن قبل نظرى به ايران دوخته و بواسطهء وحشت از استيلاى روس ميل داشته ايران را همواره در حالتى نگاه دارد كه يك دولت مهاجمى از آبادى و ترقيات وى نتواند استفاده نمايد . همين رقابت سبب شده كه ايران از راهآهن و ساير ترقيات تاكنون محروم مانده و از نقطهء نظر آبادى با صد سال قبل