و اگر باور نمىكنيد از هريك از زمامداران امور كه مىخواهيد احصائيهء ايلات ايران را با وضعيات جغرافى آنان بخواهند جز جوابهاى بىسروته سخنى نخواهيد شنيد . تعجب نكنيد اگر بنويسيم در تمام دفاتر و ادارات دولتى يك صورت منظمى از ايلات ايران وجود ندارد .
خلاصه اين ايلات كه يگانه عامل جنگجوى ايران است كيانند . ايلات به دو طبقه تقسيم مىشوند : يكى رعيت ديگرى خوانين و مشايخ . رعيت مستأصل ، پريشان ، فقير ولى شجاع ، سلحشور ، با بىسوادى داراى فضائل نفس و محامد اخلاق - خوانين و مشايخ از نتيجهء تربيت حكام عصر ناصرى و دستورالعملهاى دربارى ، مردمان منافق ، خودخواه .
طهران چنين بود كه از توليد اختلاف بين اين قوا و عوامل مؤثر مملكت يك امنيت و آسايش ظاهرى در مملكت توليد ساخته و خود فارغ البال به تعيش و كامرانى بپردازد .
اين سياست را كه دربار طهران براى مصونيت خود ايجاد كرده بود پس از آنكه نفاق عقيدهء ثانوى و بتدريج حالت روحيهء بزرگان عشاير را پيدا كرد موجب و مايهء استفاده اجانب گرديد . براى اينكه حكام ايالات كه در دورههاى دربار سالى يك و دو عصر مشروطه سالى چند يكى از خوانين را در مقابل تقديمىها معزول و ديگرى را منصوب ساخته حيثيات دربار طهران را متزلزل و نبودن يك عزم و نقشهء ثابتى را جلوهگر مىساختند . قنسول و آژانهاى روس و انگليس كه همواره در پى فرصت بودند و مىخواستند از موقع استفاده نمايند و كاملا از جريان اوضاع واقف بودند درصدد جلب خوانين مغضوب و رؤساى افسرده برآمده با قرارداد و تعهدات مختلف يكى را بعد ديگرى در تحت نفوذ خود درمىآوردند .
ايلات سرحدى
مشايخ و رؤساى ايلات سرحدى از اين جرگه مستثنا [ بودند ] چه كه آنها از سالهاى متمادى به تطميع يا تهديد خود را به اجانب بسته و حمايت و لطف آنان را مايهء رستگارى خود مىدانستند . تقريبا ايلات لرستان و صفحات غرب تا درجه [ اى ] محفوظ از نفوذهاى خارجى بودند ، ولى جمعا و بدون استثنا مأيوس از طهران و افسرده از سياست دربار ايران . با اين مقدمات مىتوان استنباط كرد كه در به دو جنگ بين المللى بدون مقدمات اقلا يك ساله اگر دولت ايران مىخواست از وجود اينها استفاده نمايد تا چه درجه محدود و تا چه پايه موفقيت حاصل مىكرد . توضيح اين حقيقت هم لزومى ندارد كه با وضع غيرمنظم عشاير ما و با نبودن اسلحهء كافى مقابلهگى آنان به عساكر منظم