طرز گيلانات به رنگ خاكى بود . گفتند يك شنل شال و يك باديه براى غذا و يك استكان براى آب هم داريم . لباس تابستانى ما را تازه آورده بودند تقسيم نشده بود و به دست انگليسها و روسها افتاد .
جنگ دو ساعته
اين جنگ گفتند فقط دو ساعت طول كشيد . چهار از آفتاب برآمده منجيل به دست قزاق افتاد . ما هم كشته يا غرق يا فرارى و اسير شديم . اسيرهائى [ را ] كه ريش بلند و گيس بلند داشتند براى تماشا قزوين بردند . تفنگ اينها يك پنج تير قزاقى بود ديگر سالداتى كه از آن يكى قدرى بلندتر و سنگينتر است و اين سالداتى تاريخ 1917 را داشت . يكصد و پنجاه عدد هم فشنگ داشت كه غنيمت ما شد . من به آنها گفتم به خانهء خود بروند ، پس از استراحت هردو را به نوكرى قبول مىكنم . مشروط مثل ساير الموتى خيانتكار نباشند .
بيچاره ايرانى و پول ايرانى و اسلحهء ايرانى كه به واسطهء حب رياست و جاهطلبى اين و آن تلف و نابود مىشوند . غنيمت بىدردسر و بىافتضاح ما ، اگر آن دو اسب هم از كوچنان برسد پنج اسب شد با سه قبضه تفنگ پنج تير و يك مقدارى خوردهريز كه سابقا نوشته شد . آن سيد حسن و چهار نفر يارش گفتند خودى دربردهاند ، ليكن يكى از پستهاى بادشت گرفتار مشهدى مهدى شد . كربلائى على داماد خاور هم خودى به شورستان انداخت . اما مىگويند تفنگ او را سيد حسن گرفته . خاور اينجا آمد اماننامه گرفت رفت . اگر سرنا هم بلد باشد بزند درست قايممقام مرحوم مصطفى قلى مىشود .
مقاصد انگليس در برهم زدن جنگل
من همچو تصور مىكنم دولت انگليس به چند جهت اقدام به برهم زدن اوضاع جنگل نموده .
اول اينكه به واسطهء قلع و قمع اين بساط يك رعبى به دل مردم ايران بيندازد . زيرا ميرزا كوچك خان چنين جلوه داده بود كه قوا و استعداد او فناناپذير است و به هر دشمنى غلبه خواهد كرد و مردم منتظر كارهاى خيلى بزرگ از او بودند . ضمنا هم جماعتى كه ملك و مالشان از دست رفته بود و در فشار جنگليها بودند و همه روزه مصادره مىشدند به آنها گرويده شده جزو هواخواهان انگليس بشوند .
دوم به واسطهء تصاحب بندر انزلى و اطراف آن مانع از ورود بولشويكها يا قشون آلمان و اطريش شود كه راه آنها باز [ بود ] و مخالفتى از روسيه به عمل نمىآمد .
سيم به هر نحوى هست بحر خزر را متصرف شود و از تملك روسيه يا آلمان و