دو دسته [ شدهاند ] و برضد يكديگر كار مىكنند ، اما رونق سابق را ندارند بيشتر در خفا كار مىكنند .
افخم الدوله كاغذى نوشته بود كه سردار كل حاكم رشت شد گويا پذيرفته شده باشد بين جنگليها با دولت اصلاح شود . كابينه استعفا داد . گويا انگليسها ساخت و پاختى با دولت كردهاند . حال ندارم شمران بايد بروم . حضرت و الا هجدهم ماه رفتند شمران .
آقاى عماد السلطنه هم يوسفيه رفت . من ماندهام و معطل پول .
لباس اسكاتلندى
روزنامه نداشتم اخبارات خارجه را نمىدانم ، اما گويا آلمانها به فتوحات متصور نايل نشده باشند كه از طهران نوشته نشده بود . هركس از شهر مىآيد از طرز لباس انگليسها صحبت مىكند ، يعنى از آن دسته كه شلوار ندارند و جوراب ساقه بلند پوشيده ميان دو لنگ كلهء روباه آويخته ، شب كلاه سر گذاشته ، كه همان « هاىلنديها » باشند و لباس قديمشان كه ايرانيهاى بىاطلاع چيز عجيب و غريبى تصور مىكنند . ميرزا حسين مىگفت روسها نزد اينها مثل فعله و نوكر مىمانند .
ملا محيط مغرب آمد . خوشحال بود . مطالب را جويا شدم . گفت اولا ارائه اسناد خيلى مؤثر واقع شد . هم آن تلگراف ، هم ساير . پس از اصغاى مطالب اول گفتند ما آنها را خارج كرديم و عريضهجات را پس داديم . من خودم ده سال در عدليه بودهام از قوانين جديد اطلاع دارم . عريضهجات آنها كه بهطور مصرح و واضح و تعيين مدعىبه رسيد مىدهم بيارند جوابها را تهيه [ كنند ] و يك نفر بيايد گفتگو كند . البته در صورت كذب مجازات داده مىشود .
فقرهء ثانى گفته بودند بايد ملاحظهء رعيت را كرد . در اين خصوص و خصوص قيمت غله مذاكره زياد شد . من از يك من بيست و دو قران پائين نيامده . آنها خواهش مىكردند هجده قران گرفته شود . گفتند چهار روز مهلت بدهيد پس از چهار روز البته دو نفر روانه مىكنيم مشغول وصول باشد .
شاهزاده مالك و متصرف الموت
در باب اجارهء املاك گفتند ما به همهء آنها كه اينجا آمدند گفتيم ملك حضرت والاست .
لو فرض كه مىگوئيد غاصب است اين غصب را بايد در محكمهء عدليه معين دارند ، عدليهء قزوين يا طهران . يا وزارت عدليه بنويسد ما آن حكم را اجرا داريم ، و الّا ما شاهزاده را متصرف و مالك مىدانيم . شاهزاده مباشرهاى خود را به دهات براى ضبط يا