تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5245

مساهمون:

ص٥٢٤٥
مىروند . اما من صحبت را از اين به بعد قطع كرده گفتم به خود شما چندى بگذرد معلوم مىشود . در اين عريضه‌جات ابدا اسم ملك نبود . تصور مىكنم در اين باب به آنها جواب يا حكم به سكوت نمودند . حتى غلامرضا خان گفت از ديروز به بعد حكمران به آنها خيلى بدگوئى فرمود و جلوگيرى از حرفهاى لاطائل . نيم ساعت به غروب مانده وداع كرده قلعه آمدم . ساعت‌به‌ساعت منتظر مىباشيم آخرين قصد و نيت آنها را بفهميم تا تكليف قطعى معلوم شود . هنوز در باب مطالبات و اجاره‌جات من اقدامى نكرده و نزد آنها نفرستاده‌ام و تا آدمى از آنها همراه نباشد مشكل است يك شاهى بدهند .

ترسيدن امير اسعد

آقاى امير اسعد تا شنيد حضرات وارد الموت شدند منتظم الملك را برداشته به سمت دستگرد و بالا رفت . الساعه آنجا اقامت دارد كه تا قزوين چهار فرسنگ است . با اين جرأت و رشادت به من مىگفت برويم گازرخان و جنگ كنيم . امير اسعد به‌قدر گنجشك دل و زهره ندارد . كم‌كم محقق مىشود عقل و تدبير هم ندارد .

سرماى گل سرخ

سه‌شنبه غرهء شهر رمضان المبارك ، 21 جوزا - هوا سرد است كانه سرماى شب عيد . چون گل سرخ تازه باز شده گويا همان سرماى مشهور به گل سرخ باشد . امروز را روزه گرفتم . شبها هفت ساعت و چهل و هفت دقيقه است تا آخر ماه قدرى بلند مىشود . در تمام سال بلندتر از اين تاريخ روزى نداريم . من ديشب هيچ نخوابيدم يعنى قابل خواب نبود . روشنك امسال به سر بلوغ شرعى امروز روزه گرفت . اما عصر از حال رفته بود با اين‌حال اصرار در گرفتن دارد . بدتر از همه هيچ قسم ميوه نداريم و شايد آخر ماه گيلاس دست بيايد . براى خورش سبزيجات دست نيامده ، عمل خورش بسيار سخت است . باقلاى مازندرانى را كه كاشته‌ايم دانه‌دانه گل كرده اصلا ماه رمضان در سه ماه بهار بسيار بد است . هيچ‌چيز نيست فصل رمضان پائيز است .

پناهندهء روس نيستيم

برويم سر مطالب من كه از ديدن حضرات مراجعت كردم گويا حكمران عريضه‌جات آنها را پس داده و گفت بايد به ترتيب قانونى بنويسيد و خود شما هم لازم نيست موى