تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5244

مساهمون:

ص٥٢٤٤
ساله بود صد تومان شيرين قيمت آن بود . خيلى حيف شد . كاش باز از آن روسيها تلف شده بود .

آقاى حكمران و جواب او

چهار به غروب مانده سوار شده چند نفر نوكر هم پياده ، در خانهء ميرزا حسين پياده شديم . جلوى اطاق از من استقبال كردند ، همان حضرات كه قلعه آمده بودند به‌علاوه غلامرضا خان رشتى كه كامل مرد و ميرزامنش و معبا بود . موهاى سياهى داشت . خيلى معقول ، خيلى آراسته و متين . چائى صرف شد و پس از خيلى صحبتهاى متفرقه بعضى عريضه‌جات از مهدى و جلال و شكر اللّه و ولى آقا در باب چپاول و نهب و غارت و تهمتهاى زياد ذكر شده بود نمودند . من جوابهاى لازم دادم و گفتم اين عريضه‌جات كه همه به يك خط و منحصر به چند نفر معلوم الحال است به رسم قديم نوشته شده . نه ، بايد يكىيكى را بنويسند تعيين قيمت بنمايند ، ده يك و خسارت را تعهد كنند ، من جواب بدهم . و الا مىنويسد نهب اموال معنى ندارد . اموال چه بوده ، كجا بوده ، كى برده ، چه‌وقت برده شده . مستند اينها چيست ، مدرك ادعا كدام است . دعواى بىدليل ، دعواى بىمدرك را كه رسيدگى نبايد كرد . اگر بدون دليل ، بدون مدرك ادعا صحيح است اينها صدهزار تومان مال مرا غارت كرده‌اند بدهند .

جواب عارضين

رئيس يا به‌طورى كه خطاب مىكردند آقاى حكمران گفتند من گمان نمىكنم به جز اين چند نفر ديگرى از شما شكايت داشته باشد . گفتم اين‌طور كه اطراف شما را اين چند نفر احاطه نموده‌اند و مردم را تهديد مىكنند چرا باز هم عريضه خواهد رسيد . اينها مشير و مشار شده‌اند . هركس وارد مىشود دستورالعمل مىدهند . خارج مىشود باز دستورالعمل مىدهند . امروز رحيم اوانكى ، غفارنسائى ميان دهات افتاده‌اند چه حرفها زده‌اند . اينها غرض دارند ، اينها مرض دارند . بالاخره شما را هم متهم مىكنند . همه به هم نگاه كرده گفتند ما نگفتيم ، ما نفرستاديم . گفتم پس كه فرستاده و كار اين چند نفر شب و روز بالاروچ چيست . يكى زواركى است ، يكى كلانى ، ديگرى جاى ديگر . چرا نمىروند سر كارشان ، رعيتيشان ، بالاروچ كدخدا دارد ، پاكار دارد ، ريش سفيد ريش سياه دارد ، به كارهاى شما مىرسند . اينها بروند خانه‌شان . گفتند ما به آنها گفتيم بروند گفتند عارضيم . گفتم خيلى خوب عرض حال داده‌اند بروند تا روزى كه شما احضار براى محاكمه كنيد . عارض موى دماغ كه نبايد بشود ، وانگهى تفنگ چرا بسته‌اند . توى دهات با اسلحه چرا
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5244 | قهرمان ميرزا عين السلطنه