نامه به معز السلطنه
من شب كاغذى براى حكومت نوشتم . تفصيل ورود حضرات و گذاشتن پست و خيال رفتن طالقان و رودبار . كاغذى هم به طهران و حاج آقا . ضمنا نوشتم چون اينها جاسوس دارند فعلا هم با من بدسلوكى ننمودهاند باب شكايت مسدود باشد ، مبادا اسباب بغض آنها شود . دادم كربلائى برساند . براى معز السلطنه هم ورود حضرات را نوشته ضمنا موقع ملاقات را گوشزد كردم كه هوا خوب ، راه باز مايل باشيد در ييلاق امانك و زنگولان تهيه ديده شود تشريف بياوريد . در خاتمه هم نوشتم رفيق نيمهراه نباشيد . مرا بين الاماثل و الاقران سرشكسته نكنيد . از من طورى نگاهدارى فرمائيد كه ديگران راغب به دخول حوزهء شما بشوند .
پستهاى راه و پتهء جنس
اينها پانزده اسب دارند ، همه را در مرزهاى گندم بالاروج بستهاند . هركدام يكجا منزل نموده اسباب صدمه رعيت شدهاند . مهدى هم تحريك كرده خودشان خانهء ميرزا حسين نشستهاند . تمام مخلفه و اسباب او زير دستشان است . در گدوك چاله چهار نفر ، بادشت دو نفر ، سر پل جيرين ده دو نفر ، كاروانسراى پنج بن دو نفر به قول خودشان پست گذاشتهاند و آنچه مال براى حمل برنج برود عودت مىدهند . دوشوارى ، پته را هم بايد بياورد اينجا نشان بدهد . يك زحمت و دردسر فوق العاده براى مردم .
شنبه 28 شعبان - امروز صبح قدرى گندم ، مقدارى روغن ، دو بره ، قدرى گردو براى آنها فرستادم . عصر را هم بازديد خبر كردم . جواب اظهار تشكر نوشته بود وقت داده بود .
خط ميرزا احمد خان هم بسيار خوب بود .
بالاروچيها حالا كه گرفتار شدهاند . متضرر مىشوند از راه ديگر بناى تلافى را گذاشته همهچيز را به آنها به قيمت اعلا مىدهند . مثلا روغن چاركى دو تومان ، تخممرغ دانهاى يك عباسى و قس علىهذا و اينها فقط دو سه خروار برنج رسمى همراه دارند . تتمه را بايد بخرند . تفنگهاى همه روسى است . نفرى دو قطار فشنگ بستهاند از فشنگهاى تك تير جديد . ديگر قورخانه همراه ندارند . نفراتشان كرمانشاهى از آن گونكنها - كتيرا بگيرها كه گرسنه مانده نوكر آنها شدهاند . دو نفرشان الموت بودهاند . در كوههاى فيشان كتيرا مىگرفتند . تتمه طارمى ، كرگانرودى ، رشتى .
فقط ، در قلعه يك اسب داريم سوارى ابو القاسم ، تتمه كره هستند . كره ماديان سالار هم تلف شد . بسياربسيار خوب كرهاى بود ، عربى رنگش كرنگ . واقعا امروز كه يك