انگليسها باعث گرانى
امشب درويشعلى كه قاصدى شهر رفته بود آمد . ميرزا حسين نوشته بود روز 22 با جواب حكومت حركت مىكنيم . روسها مىروند اما انگليسها پىدرپى وارد مىشوند ، با توپخانهء خود نمايشات همه روزه مىدهند . گرسنگى و قحطى حد و اندازه ندارد . باعث گرانى انگليسها هستند . نمىدانيد چه قسم پول خرج مىكنند .
نامهء شيخ ابراهيم
كاغذى شيخ از طهران نوشته بود . رقعهء مختصرى از حاج افخم الدوله جوف آنكه نوشته بود از آن دنيا مراجعت مىكنم . دستم قوت ندارد ، هرمز و عزت ملك مرا بدتر كردند . الحمد للّه حالا بهتر شدهاند . اما هيچ قادر حركت نيستند . نمىدانيد به ما چه گذشت .
تقاضاى پول
شيخ نوشته بود هيچ پول ندارند . روزى تا ده تومان قيمت دواى آنها شده . آرد تمام شده روزى سه الى چهار تومان قيمت نان است . صد تومان شما به جائى نمىرسد . زود زود پول روانه كنيد ( كه به من هم يك شاهى پول ندادهاند و با اين اوضاع ممكن هم نيست بدهند و اقلا ده پانزده هزار تومان بلكه زيادتر من الان مطالبات دارم ، از قيمت غله لوىئيل و ايلانئيل ) .
آمدن مهمانها
صمصام السلطنه استعفا داد هنوز قبول نشده . كاركنان وثوق الدوله جدا مشغول كار هستند ، احتمال كلى مىرود رئيس الوزرا شود . در حقيقت رئيس الوزرا هم او بايد باشد .
مهمانها مىآيند خدا كند لجاجت را ول نكنند بلكه ايران ما هم آباد شود ، امن شود .
مردهشور به اين استقلال و سلطنت ما بزند .
اگر عضو رابع كميسيون تطبيق حوالجات معلوم شود بروات را بگيرم فورا قزوين مىآيم . حالا هم تازه گرفتار عدليه شدهام . هنوز حصبه نگرفتهام ، نمىدانم بنده هم اخيرا در اين خاك پاك مدفون مىشوم يا به قزوين خواهم رفت . شب است خانهء حاجى افخم مشغول پرستارى هرمز ميرزا هستم . اوضاع طهران جز آدمميرى خبر ديگرى نيست .
گرسنگى برا و بحرا مردم را محاصره كرده ، در محبس امامزاده معصوم و ساير نقاط معينه توقف ابدى مىنمايند . ( پاياننامهء شيخ ابراهيم )