منجمله از قريهء سيميار چهارصد تومان آمدن رودبار گرفت . يك مبلغى هم در مراجعت مطالبه داشت . همهء اين كارها را كه صورت داد رفت شهر و گفت يك سير غله از دهات رودبار وصول نمىشود . مردم از گرسنگى سنگ و ريگ بيابان مىخورند . همه امسال تلف مىشوند ، چه و چه . هزار قسم از اين حرفها . بالاخره با دادن يك تقديم به رئيس و اجزاء دخيل اين امر غله رودبار را در خروارى چهل تومان تسعير كرد . بلافاصله رودبار آمد تمام آن آردها را چه در رودبار به قيمت هشتاد و نود تومان فروخت ، چه حمل به شهر كرد و به قيمت گزاف فروخت و هنوز هم اقساط تسعير غله را به ادارهء ماليه نپرداخته است . براى آنكه اولا كسى مطالبه نمىكند ، ثانيا بنمايد كه مردم همين را هم ندارند بدهند .
قرار قديم ماليات
سابقا حكومت قزوين كه من خودم در آن عمل كردهام ماليات اغلب دهات را همان در شهر يا از اربابان ملك يا به وسيلهء بعضى از كسبه و مردم مال سايرين را مىگرفت .
بعضى جاها را كه ارباب در شهر يا وسيلهء پرداخت ماليات نداشت تحصيلدار مىفرستاد و قرار اين بود تومانى يك عباسى رعيت بهطور مقاطعه بايد به آن تحصيلدار بدهند .
حال اين تحصيلدار يك ماهه ماليات را مىداد حقش همان بود ، يك سال هم طول مىداد همان و چون آن آدم مىخواست شغل و كار ديگرى هم سواى آن براى معاش خودش تهيه نمايد لذا خيلى به سرعت ، خيلى زود ماليات را مىپرداخت تا بتواند به كار ديگرى برسد .
ليكن حالا همه بلوكات تحصيلدار عليحده دارد . آن تحصيلدار معاون دارد با دو يا چهار نفر سوار مواظف از ادارهء ماليه و فقط اينها منتظر آخر برج و گرفتن مقررى هستند نه در خيال وصول ماليات .
ماليهء جديد : ميز بهجاى مسند
ادارهء ماليهء قزوين به اصطلاح قديم نوزده مسند رياست دارد ، به اصطلاح جديد نوزده ميز . با وصف اين ، اينحال وصول و ايصال ماليات است كه هر دقيقه بروات دست يك كيّال يا يك علاف است و ماليات توشقانئيل الموت را امسال گرفتند كه همه اينها از عدم مجازات و مسؤوليت واقع شده و مىشود كه اگر مجازات و مسؤوليت در كار بود هرگز به اين شلوغى نمىبود .