تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5162

مساهمون:

ص٥١٦٢
زنهاى زوارك مرافعه دارند .

معناى دموكراسى در الموت

دموكراسى و معانيى كه براى آن هريك از الموتيها به سليقه و خيال خود مىكنند درست همان حكايت مشروطه و توقعاتى بود كه از آن مىكردند . اين چند سال را گرفتار آن بوديم تا حقيقت معنى آن بر همه معلوم شد . اينك بايد چندين سال هم دچار اين يكى باشيم تا به مردم اين ولايت ثابت شود . دموكراسى نمىگويد ملك مال توست مفت ببر ، يا نمىگويد ماليات نده ، يا نگفته طلب مردم را نپرداز ، يا نخواهد گفت شرارت و هرزگى بكن ، چه و چه . هزار از اين چيزها كه عوام كالانعام براى هرچيز تازه درست مىكنند كه نتيجهء همه آنها شرارت و هرزگى و مال مردم‌خورى است . ديروز درخت گردوى مرا در ورك انداخته‌اند . آدم فرستادم خواهرهاى ميرزا مسيح گفته‌اند برادر ما « دموكرات » شده و همه اين درختهاى شاهزاده مال اوست .

فقط منظور املاك است

عقب مطالبات فرستادم گفته‌اند دموكراتها بيايند آن‌وقت مىدهيم . سيما عيال فرهاد آتان رفته بود ، آمده امروز گل بهار دختر غنى كه اينجا مانده مىگفت سيما رفته بود گفته بودند « دموات « 1 » آمده فرار كورديه » . هرچيزى در الموت اسباب يك مرافعه‌ايست و نقطه‌نظرشان هم از همهء اينها براى املاك است . اگر بگويند شيطان به زمين آمده و گفته شاهزاده حقى به اين املاك ندارد فورا دور او جمع شده دست‌وپاى او را مىبوسند و اگر جبرائيل به زمين آمده بگويد ملك مال شاهزاده است همه او را تف و لعنت مىكنند . خودشان هم پول ندارند ، و الّا من بدون اطلاع و رضايت حضرت و الا فروخته مىرفتم . جاى ديگر ملك قحط نبود بخرند . رودبار هم يواش‌يواش از اينها دارد ياد مىگيرد . اگر امير اسعد نيامده بود مثل اينجا مىشد .
هامش
( 1 ) - كذا ، ظاهرا تلفظ ناقص دموكرات به لهجهء الموتى بوده است . ( ا . ا . )