رش « 1 » برنج و پوست ارزن
يكشنبه 25 ج 2 ، هفدهم حمل - آقاى امير اسعد روز بعد از ورود حضرات مالى برايشان كرايه كرده آنها را به شهر فرستاد . ديگر از جزئيات ملاقاتشان خبرى ندارم .
مهدى و آندو نفر هم آتان رفتهاند و مخفى شدهاند بيشتر از ترس امير اسعد . چيزى هم ندارند بخورند . فقط يك بزغالهء مردم را آنوقت كه مخفى نشده بودند كشته و خالى خالى خورده بودند . در آتان اگر از دهنفر يكنفر شام شب داشته باشد ، نه نفر ديگر سر بىشام زمين مىگذارند . از وقتى كه گدوك بسته شده كار سخت شده است . مردم « رش » برنج و پوست ارزن مىخورند از بدبختى . همهساله اين موسم سبزيهاى صحرائى بيرون آمده بود و كمك بزرگى به غذا بود . امسال سرما تمام نمىشود و سبزى هم هنوز روئيده نشده است .
گرفتارى اول : نبودن علوفه
من و مردم اين ولايت دو گرفتارى ديگر هم به غير فتنهء مهدى و قحط و غلا پيدا نمودهايم ، يكى اتمام علوفه است كه ديگر هيچ پيدا نمىشود . گوسفندى كه بنيه و حال داشت به هر نحو بود به عراق بردند . اما گوسفندهاى ضعيف و گاوها و الاغها ماندهاند و دو ماه است به آنها از علاجى « سوت » مىدهند . به اين معنى كه « گونگ » از كوه مىآورند خار آن را سوزانده ساقه آن را با كلنگ و قازمه و تبر خورد مىكنند و مىكوبند تا نرم مثل كاه شود و به مال مىدهند كه فقط سدّ رمق نمايد . به اين واسطه متصل گاو و گوسفند و الاغ است كه تلف مىشود . اما مالهاى من كه اسب و قاطر است و « سوت » خور نيست چهار نفر آدم توى اين دهات افتاده به التماس بارى چهار تومان پنج تومان كاه پيدا نموده مىآورند كه آن هم نزديك به اتمام است و تا يك ماه و نيم ديگر نمىدانم چه كنم . يك كره ماديان روسى مرحوم شد ، ديگرى مشرف موت [ است ] ، آن مابقى هم رمق ندارند .
كاه همهساله سر خرمن سه قران ، اين فصل شش قران يكبارش قيمت داشت .
گرفتارى دوم : ماليات
گرفتارى ثانى حكايت ماليات و مأمورين ماليه است . اين بىانصافها درحالىكه نقد را در تابستان كه رعيت جمع است و جنس را سر خرمن كه موجود است بايد آدم فرستاده بگيرند و نگرفتند امروز آدم مىفرستند و هردو را در همچو سالى يك مرتبه
هامش
( 1 ) - رش - خاكهء برنج يعنى گردى كه پس از كوبيدن شلتوك باقى مىماند . ( م . سالور )