در كلهء ما نيست كه باعث سوءظن شود . ( محمّد و اسد اللّه . )
حكم هم اين بود كه هممسلكان محترم برويد الموت و حوزهء آنجا را تشكيل بدهيد ، مرامنامه را بدهيد . احصائيه كنيد كه به توسط رابط امورات آنجا با شهر مرتب شود .
امضاء هم لايقرء .
كاغذ به امير اسعد - مسلك دموكراسى
من خيلى فكر كردم ديدم اگر بدون اطلاع امير اسعد اقدامى كنم و لو اينكه همراهى ندارد يا مرا مىخواهد مثل خودش گرفتار كند بد خواهد بود . لهذا كاغذى به او نوشتم كه بادشت كسى از طرف شما نيامد . حاليه هم اينها آمده و شورستان هستند . براى آنكه نفرمائيد با اتحاد كه در بين است بدون شور و تصويب شما امرى صورت گرفته اينك رأى قطعى خودتان را مرقوم [ داريد ] و اگر بايد اخراج كرد به شركت آدمهاى شما بايد باشد ، و الا ممكن نيست . سواد كاغذ و حكم را هم فرستادم .
كاغذى هم به مأمورين نوشتم تبريك ورود و اينكه من با مسلك « دموكراسى » مخالفت ندارم و فقط نگرانى غالب مردم از اشخاصى است كه به اين لباس بيرون آمده و ظلم و تعدى مىكنند . ميرزا حسين را فرستادم به اتفاق او قلعه بيائيد مذاكرات لازمه بشود .
ميرزا حسين را گفتم صبح اول رودبار برود اگر امير اسعد همراهى كرد ، آدم فرستاد آنها را اخراج كنند نكرد برود و كاغذ مرا رسانيده و بيايند بالا . پس از آمدن آنچه اقتضا نمود عمل شود .
ركن الدوله حاكم قزوين شد
كاغذ از كربلائى غلامعلى آمد خودش خواهد آمد . نوشته بود هشت هزار قشون انگليس همدان آمده جنگليها در منجيل سنگربندى مىكنند . حاكم قزوين مدحت السلطنه عزل شد ، شاهزاده ركن الدوله « 1 » به حكومت برقرار شد . دستخطى از حضرت اقدس و الا در جوف پاكت شهر بود .
هامش
( 1 ) - محمد على ميرزا ركن الدوله سوم نوهء محمد تقى ميرزا ركن الدوله فرزند محمد شاه قاجار . ( مسعود سالور )