مستوفى الممالك نوشته و مىنويسد دولتين قبول مىكردند درج است « 1 » . در ديگرى پس از خروج از توقيف شمارهء 27 دوازده ع 2 پس از ذكر مقدمات مىنويسد .
16 ماه بعد از وقوع جنگ ذيحجهء 1333 در نتيجهء مطالعات و مشاورات چند ماههء سفارت آلمان با رئيس دولت ايران و اطمينان به مواعيد بعضى از وكلا و ملت و مساعدت افكار عمومى روز قبل از شايعهء حركت اعليحضرت همايونى پرنس رويس وزيرمختار آلمان بر طبق دستور امپراطور معظم خود و اختيار و اجازهء وزارت خارجهء خود يك صورت عهدنامهء جالب توجهى ، قابل تقديرى و مورد اعتنائى نوشته بود كه بر طبق مواد آن عهدنامه دولت و ملت ايران در شمار متحدين اروپاى مركزى درآمده و آلمان و متحدين او نه تنها ضمانت تماميت استقلال ارضى و سياسى ايران را كرده بودند ، بلكه استرداد قسمتى از آنچه از كف ايران خارج شده و امتيازات خانه برباددهى را كه همسايگان وى گرفته بودند داده و بهعلاوه هرگونه تعهدات راجع به مساعدت مالى و رساندن ذخيره ، دادن صاحبمنصب و قشون و صندلى در كنگره صلح را نيز ذمهدار گشته بودند .
اين عهدنامهء پرنس رويس در جريان مذاكرات خود تمام شده بود به زبان فرانسه در دو نسخه نوشته حتى امضا كرده به توسط كنت كانيز اتاشه نظامى سفارت آلمان به عمارت قصر ابيض خدمت آقاى مستوفى الممالك فرستاده بود كه امضا فرمايند و پس از امضا به هر نحوى كه مقتضى است با مساعدت آلمان داخل عمليات گردند . ولى معظمله با وجود يك سلسله مذاكرات تعقيب گشته ، از امضا چنين عهدنامهاى كه برطبق آمال قسمت كثيرى از مردم و از نقطهنظر طبقات مخصوص ( مقصودش دمكراتهاست ) موافق مصالح ايران بود استنكاف ورزيد . كنت كانيز را با سيماى متأسف و حال يأس و حرمان به سفارت آلمان مراجعت دادند . نگارنده عقيده به اين عهدنامه ندارد ليكن مىگويد كه سفارت آلمان همچنين عهدنامهاى نوشت و رئيس الوزرا قبول نكرد . پس از اين يأس سفير آلمان حركت كرد و بالاخره باراتف استيلا يافت و نگارنده آن عهدنامه را نوشت ، آن هم به موقع اجرا گذاشته نشد كه به تصديق خود معظمله دولتين قبول داشتند ولى زمامداران هيچ طرفى را اختيار نكردند تا باراتف مالك رقاب ايران گرديد . در خاتمه وعده مىدهد باز اسناد ديگرى در نمرههاى ديگر بهنظر قارئين مىرسانم .
اين مسئله الان هم مشابهت به همان ايام دارد كه انگليسها همه قسم براى مذاكرات و مساعدت حاضر شدهاند ، آنقدر ميتينگ مىدهند و در جرايد بدگوئى مىكنند تا اين امر
هامش
( 1 ) - متن معاهده در پايان اين مجلد آورده مىشود . ( صفحهء 5331 ديده شود )