بطالت مىگذرد و انسان لابد است كه داخل اين مزخرفات بشود .
( من اين داستان را فقط براى آن نوشتم تا ترتيب احزاب ما و حكومت ما و وكلاى ما معلوم شود كه پس از دوازده سال مشروطيت چه قسم است . )
روزنامهء « زبان آزاد » منجمله نوشته بود در الموت گندم را عين السلطنه احتكار كرده است . من همهجا گفتم از حسن كفايت و سياست عين السلطنه است كه در تمام عالم صداى الجوع بلند است و در الموت مثل سيستان گندمفروشى ندارد و از همهجا ارزانتر است . پست قزوين را زير كلاك زدند . هرچه پول و امانت بود بهسرقت رفت .
روز پنجشنبه بر عليه انگليسها در ميدان توپخانه از طرف تمام احزاب ميتينگ داده مىشود . كار ايران همين است كه با قلم و زبان دشمن درست كنند ، از آنها فعل از ما حرف .
يكصد هزار ارامنهء قفقاز مسلح شده خيال ورود ايران را دارند . انگليسها سخت در قفقاز رابطه درست مىكنند . در قزوين هم مبلغى از اكراد و غيره جمع كردهاند .
( پاياننامهء شيخ )
مدحت السلطنه دوباره حاكم شد - ميرزا نصر اللّه مشير الدوله
مدحت السلطنه مجددا حاكم شد و خيالات شيخ سرنگرفت . پسرش نزد شاه پيشخدمت است . ماهانه كه گويا ماهى دويست تومان باشد محرمانه به توسط او به شاه مىدهد و حمايت مىكند .
چون پدر اين مشير الدوله ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله مرحوم نزد پدر مدحت السلطنه نوكر بوده اين آدم هم با مدحت السلطنه همراه است . لذا حكومت او در قزوين به واسطهء اين دو نفر دوام پيدا كرده است .
مندرجات رعد
شيخ 25 نمره « رعد » فرستاده بود كه اغلب آنها را من خوانده بودم . فقط دو نمرهء آن را نديده بودم ، يكى 25 راجع به افعال مستوفى الممالك در تعقيب شمارهء 12 كه سابقا ملصق به اين كتاب شد و من دادم از روى آن ملا محيط معلم بچهها نوشت و در آخر اين كتاب مىچسبانم « 1 » . در اينجا معاهدهاى كه خود نگارندهء « رعد » به فرمودهء
هامش
( 1 ) - اين مطالب در پايان اين مجلد آورده مىشود . ( ضميمهء شمارهء . . . )