تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5128

مساهمون:

ص٥١٢٨
درست‌كارى مدحت السلطنه و تكذيب مندرجهء شمارهء 19 « زبان آزاد » كه شكايت از مدحة السلطنه بود . از كميتهء طهران شرحى به جرايد نوبهار ، ستارهء ايران ، ايران ، زبان آزاد نوشته و قدغن شد كه تشكيلات هيئت مديرهء قزوين برعليه فرقهء دموكرات كار مىكند و چون سابقه ندارد كميتهء طهران آنان را دموكرات نمىشناسند و هر تلگرافى رسيد درج نكنيد . پس از نشر اين اعلان واقعا به‌قدرى اوقات بر بنده تلخ شد كه راه رفتن خود را نمىدانستم . زيرا اولا كميتهء طهران حق ندارد به يك نفر دموكرات بگويد تو دموكرات نيستى . ثانيا مطابق نظامنامهء فرقه كميتهء طهران حق تفتيش در حوزه‌هاى مركز دارد ، حق مداخله در حوزه‌هاى ولايات ندارد ، نه نفيا نه اثباتا . كنگره و كميتهء مركزى كه انتخاب اعضاء آن مثل انتخاب وكلاى مجلس شوراى ملى است حق دارد تفتيش بكند . معهذا بدون محاكمهء فرقه كسى را نمىتواند از تشكيلات خارج نمايد . ثالثا چطور شد ميرزا حسين خياط ، آمحمّد باقر شاهرودى كشمش فروش ، سيد على رعد ، شيخ محمّد على دموكرات هستند ولى بنده و ميرزا باقر و حاج ابراهيم و پنج هزار نفر ديگر دموكرات نيستند . يك عده كه در مقابل بيست هزار قشون روس مسلح مىشوند دموكرات نيستند . بديهى است وقتى كه يك چنين اعلانى از طرف كميتهء طهران كه خود را به قانون‌خواهى ، مساوات ، عدالت ، طرفدار اسلام و ايران و رنجبر معرفى مىكند منتشر بشود انسان چه حال پيدا مىكند ، خاصه كه تشكيلات قزوين و اختلاف آن اهميت پيدا كرده‌اند . در طهران هر دسته از ما دعوت مىكنند كه ملحق به آنها شويم و از طرفى در جنگل به بدى تشكيلات ما را معرفى كرده‌اند . لابديم مقاومت در مقابل طرف كرده اعمال آنها را واضح كنيم . به هر صورت بعد از انتشار اين اعلان بنده و سردار كه تازه طهران آمده مشغول داد و فرياد ، دين از دست رفت ، آئين مسلمانى تمام شد ، اين چه كميته‌اى است ، اين چه مملكت است گذارديم . از غالب حوزه‌ها به كميته پرتست كردند . روزنامهء « ستاره ايران » بناى تنقيد را به كميته گذاشت . سخت فشار آورديم . در ميان افراد طهران سخت طرفيت به واسطهء اين اعلان شروع شد و قرار شد كميته اين مسئله را جبران نمايد و دو فرقهء قزوين را هم باهم يكى بكند .

تدين و جنگل

آقا سيد محمّد تدين براى اصلاح رفت به قزوين كه از آنجا به جنگل براى مذاكرات از طرف فرقه برود . اين هم خلاصهء اوضاع قزوين . مختصر عمر عزيز به‌همين مزخرفات و