تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5126

مساهمون:

ص٥١٢٦
دادن بىثمر است و تسلسل پيدا مىكند . )

قائم مقام الملك

قائم مقام الملك پسر شريعتمدار رشتى را پريشب جلوى مجلس تير زدند . آدمش مرد ولى تكليف خودش معلوم نيست . يك تير به دستش خورده يكى به سينه خورده از شانه بيرون رفته . يك صورت مفصلى در روزنامهء « جنگل » از اسامى سپهسالار ، وثوق الدوله و و و يك عده را كه اسم آنها را نبرده نوشته است بايد كشت تا اين مملكت آسوده شود . سابق مردم را مجبور مىكردند به پناهندگى روس ، حالا مجبور به پناهندگى انگليس خواهند كرد . آنچه از قضيهء قزاقخانه افخم الدوله نوشته‌اند در باطن انگليسيها دست گذاشته‌اند تا چه شود . مسيو براوين خودمان ( معلوم مىشود همان قونسل قزوين است ) سفير بولشويكى شده در مجمع دموكراتها نطق كرد . يك كلاه غريبى به سر گذاشته . روزگار است ، به كمك دموكراتها مىخواهد شايد كارى بكند . در گراند هوتل منزل دارد . بنده هم مسلك بولشويكها را قبول مىخواهم بكنم . از سى كرور نفوس ايران بيست و نه كرور به من خواهند گرويد ، مخصوصا براى القاى قروض خارجى و داخلى . بنده قريب دويست تومان به همشيره‌ام مديونم كه از همه طلب كارها سخت‌تر مطالبه دارد . مطابق اين پرگرام داخل است و در تحت قروض داخلى لغو مىشود . قرب چهارصد تومان متفرقه مقروضم . الغاء قروض خارجى خواهد شد ، تأمين آتيه هم مىشود . به غير قبولى اين مسلك تأمين آتيهء من نخواهد شد ، زيرا هيچ‌كس به اندازهء من زحمت نمىكشد . معهذا هميشه معطل و مقروض هستم . ميرزا اسمعيل خان اين مسلك را قبول كرده ولى مستشار الممالك ( منشى حضرت و الا ) مىگويد اگر يك مليون « رانكى » از آسمان ببارد يكى به گردن من نخواهد افتاد ( ميرزا اسمعيل خان پارسال دويست و هفتاد تومان از من گرفت منات خريد كند . پاك خورد و يك پول نداد . اين است اسم او را مىبرد . ) ايروپلن استوكس تماشائى بود . جاى حضرت و الا خالى بود تماشا كنيد . دواز روز بالا آمده از طهران پرواز كرد . يك ساعت و نيم قبل از ظهر از كنگاور گذشت . ما براى همه‌چيز بايد افسوس بخوريم . براى اطلاع از اوضاع روزنامهء « رعد » كه اولين جريده است آبونه شويد . بنده دارم اما چند دست مىگردد ، من‌جمله عين الملوك مىخواند ، حضرت و الا مىخواند . گاهى هم
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5126 | قهرمان ميرزا عين السلطنه