به هر صورت در باب الموت سفير اطريش ديده شد . معلق كرده است به ملاقات قونسل عثمانى كه بعد از ملاقات اقدام كند . چند نفر را هم كه رابطه با سالار فاتح دارند من اخيرا براى نيل به بعضى مقاصد با آنها پيوند كردهام .
قرار شد برادر سالار فاتح ميرزا احمد خان كه در نظميه بود توصيه گرفته بدهد . اتفاقا اشخاص خارج نسبت به شما زيادتر از بعضى الموتيها انتريگ مىكنند . منجمله همين ميرزا محمّد و شيخ عزيز اللّه ( مؤسس آن همه زدوخورد در طالقان و كشته شدن چند نفر قفقازى . )
براى ييلاقات دينهرود كه چند مرتبه به من اظهار كردهاند از حضرت و الا اجاره كن براى ما ، هرچه ديگران مىدهند ما هم مىدهيم چه فرق دارد . با اين همه اصرار آنها و احتياج ما به آنها من تاحال به حضرت و الا عرض نكردم . چند هفته سرگردان كردم كه نوشتهام جواب نيامد . بعد هم گفتم حضرت و الا مرقوم فرمودهاند مىبايست زودتر بگوئيد من اجاره دادهام ، باشد سال ديگر . مجددا ديروز ملاقاتش كردم باز همين را گفت ( تمام طالقانيها طمع به اين ييلاقات دارند و من نمىدانم به كداميك اجاره بدهم تا آن ديگرى رنجش حاصل نكند . كوه هم چيزى نيست تكه تكه كرده بين آنها تقسيم كنم . )
امير اسعد و سپهسالار
در اينجا شرحى از تنكابون مىنويسد كه آنجا عدليه و نظميه برپا كردند . به امير اسعد اجازه دادند برود سر املاكش . سپهسالار هم خواست حكومت ثالثى برود .
معتضد السلطنه هم كانديدا شد ، اما مشكل است . امير اسعد هم آدم ترسوئى است نخواهد رفت و شما يك مدتى به واسطهء توجه انگليسها به رشت آسوده خواهيد بود .
تنكابون هم مثل ساير جاها تا مدتها اصلاح نخواهد شد . حالا كه گذشت ، اما امير اسعد خوب هنرش را خرج داده . هشتصد نفر با دويست نفر مقاومت نكرد . خوب معرفى از خودش كرد . لايخفى سردار اقتدار هم خوب بور شد . هميشه من مىگفتم اللهم اشغل الظالمين بالظالمين و خذنا من بينهم سالمين غانمين ، اللهم . مىترسيم ما هم مبتلا بشويم .
به هر صورت عقيدهء بنده اين است كه خم به ابرو نياوريد . در كمال متانت توقف كنيد .
ولى همان قسم كه سابقا عرض كردم سبكبار باشيد و بايد جلال و يكى دو نفر را چنانچه ميرزا محمّد و شيخ عزيز اللّه هم اين حرف را زدند نگاهدارى كنيد .
چند روز قبل « زبان آزاد » شرحى به امضاء الموتيها شكايت از حضرت و الا نوشته بود . من خواستم جواب بنويسم افخم الدوله نگذاشت ( بسيار خوب كارى كرد . جواب