دانستهاند ، چنانچه مشروطه را خيال كرده بودند . در صورتىكه جنگليها هم به مركز آمد حال ديگران را پيدا خواهد كرد .
فعلا انگليسها توجه تمام به رشت و قلعوقمع جنگليها كردهاند . متصل اتومبيل زرهپوش و غيره وارد مىكنند و شروع به تشكيلات مىكنند . روسها را به زور پول اداره مىكنند . از قفقاز ارامنه وارد مىكنند . يك فقره بيست بار بمب و نارنجك كه ارامنه وارد انزلى كرده بودند نظميه گرفت . چندين بار اسلحه در منجيل گرفتند .
چون سليمان ميرزا و برادرش را انگليسها در سنجابى گرفتهاند يك جنرال بزرگ انگليسى را در رشت جنگليها گرفتند . مختصر اوضاع اوضاع غريبى است . انقلاب روز به روز در تزايد ، از هر گوشه صدائى بلند است و بدتر از انقلاب مشروطه خواهد شد . هيچ راه فرار نيست . مگر همان اقدامات انگليسها جلوگيرى از انقلاب كرده مردم را اداره نمايند .
اگر حملهء آلمانها در فرونت غرب بگذارد كه بايد منتظر جنگ بزرگ آنجا بود .
خداوند براى آلمانها ساخت روسيه را تارومار كردند . گاهى با بولشويكها گاهى با اوكرانيها ساختند ، تمام را بههم ريختند ، فرونتها را خالى كردند و تمام قشون خود را در فرونت غرب مركزيت دادند . به هر صورت بايد حاضر انقلابات و همهگونه مصائب شد تا خداوند چه خواهد .
الموت
فعلا تمام خيال بنده و حاجى افخم الدوله همان الموت است . به قول حاجى افخم الدوله اگر الموت نبود با هيچ فرقه كار نداشتيم و همين قسم هم هست . از موضوع الموت خارج نشويم . شيخ محمّد على از هرزگى دست نخواهد كشيد . براى اشخاص هرزهء مفسد فعلا چون جلوگيرى و مجازات و هيچ قوهاى نيست . ميدان خوبى به دست شيخ آمده روزگار هم مساعدت مىكند ، از قبيل توسعهء تشكيلات جنگل و گرفتن تنكابون و غيره . يك عده هم در الموت هستند كه حاضر براى هرزگى [ اند ] . لذا من هم براى جلوگيرى مجبور شدم كه خود را داخل اين معركهها كرده هرچه مىشود بشود ، چاره نيست . طبيعت مملكت مقتضى است كه انسان بايد با مردم همآواز شود ، هر غلطى كردند بكند .
خيلى ميل دارم انگليسها اين مملكت را اداره كنند و مردم را از اين ذلت [ و ] فقر آسوده كنند . ولى آنها هم وقتى خواهند اين اقدام را كرد كه نصف اين مردم از گرسنگى مردهاند .