مخارج فوق العادهء ملك
اگر مخارج فوق العاده هم دست دهد از قبيل خراب شدن و « پشته » خواباندن قنات يا آمدن سيل و خرابى بند كه از رودآب آورده مىشود ، يا قحطى آب كه از همسايه خريدارى شود ، يا انهدام قلعه و ده و حمام ، يا غارت ايلات ، يا دعوا و نزاع با همسايههاى متعدى پرزور ، يا قتل و سرقت كه از اين آبادى به آبادى ديگر و بالعكس اتفاق بيفتد ، يا سرقت مكارى و پست دولتى در حدود و خاك آن آبادى كه منجر به آمدن مأمور حكومتى و عرضوداد شود كه آن نصف هم ، بل مبلغها علاوه هم بايد مالك خرج كند و بلكه سال ديگر هم چيزى عايدش نخواهد شد . زيرا از وقوع هريك از واقعات فوق ده خراب شده و رعيت متوارى ، مبلغها و مقدارها بايد به مصرف رسانيد تا رعيت جمع و ده به آبادى اول خود نايل شود . پس آن ملك را هركس بفروشد به آن قيمت ده يك ، و آن پول را بتواند در يكى از شركتها بگذارد كه صد پنج كه نرخ سود و مرابحهء جاريه است بدون دردسر و بدون آن همه تزلزل و مخارج و بدون آن همه دوندگى و زحمت و تملق عمرو و زيد عايدش شود نهايت راحتى را خواهد داشت و آنوقت آن آدم مىتواند مخارج غيرلازم خود را هم كه فقط براى حفظ و نگاهدارى آن دهات مىكرد موقوف كند از قبيل نگاه داشتن اسب و الاغ و نوكر زياد و شام و ناهار فوق العاده ، خرج مسافرت ، پول پست و تلگراف ، شيرينى حاكم و غيره و غيره . بهعلاوه چون از آن همه زحمت و كار مستخلص [ شده ] و نجات يافته است مىتواند شغلى ، نوكرى ، كاسبى هم براى خودش تهيه كند كه آن هم كمكى به خرج او خواهد نمود . ليكن چون اين قبيل شركتها نيست و نبود مردم چاره نداشتند كه پول خود را بدهند دردسر براى خود و اعقابشان بخرند و شبانهروز راحت نباشند .
نجم السلطنه و ملكآرا - ملكدارى سردارى
ملكآرا محمّد ميرزاى مرحوم پس از فوت مرحوم مبرور ملكآرا ملكى قرب طهران موسوم به شريفآباد خريد . خدا رحمتش كند خيلى به ما در آنجا مهمانى داد . سر قنات گفتگوئى بين ملكآرا و نجم السلطنه عيال وزير دفتر مرحوم مادر مصدق السلطنهء حاليه رخ داد . روزى كه به همراهى مقنىباشى براى تصديق به آنجا مىرفتم در تمام عرض راه و طى طريق ورد زبان مقنىباشى بود شاهزاده ملكدارى سردارى ، شاهزاده ملكدارى سردارى . بالاخره ملكآرا از دست اين زن نتوانست شريفآباد را نگاه دارد و فروخت به ارباب جمشيد .