منبعد جرأت نكنند تظلمى بكنند .
ماليات ديوان
شرط ديگر ماليات ديوان و مباشرين آن به ميل خود آنچه مىخواهند نگيرند و آن مباشر صد قسم تعدى نكند .
تختهقاپوى ايلات
شرط ديگر از ايلات ، رعيت را حفظ كنند . بلكه اين ايلات را از صحراگردى ، دزدى ، مال مردمخورى بازداشته آنها را هم در اراضى خود تختهقاپو كنند و به كسب و رعيتى وادارند و صد فرسنگ صد فرسنگ اراضى حاصلخيز مرغوب خود را محض خاطر اياب و ذهاب آنها لميزرع و خراب نگذارند بماند .
ايجاد بانك زراعتى
شرط ديگر بانك زراعتى و فلاحتى داير شود كه اگر قنات ده يا قلعهء ده يا به واسطهء قحط سالى گاو و تخم خراب شود و لازم گردد رعيت مستأصل نشود كه ملك خود را بفروشد يا گرو بگذارد ، به مرابحهء گزاف پول گرفته خرج كند ، يا هيچكس اعتبار نكرده ندهد و ملك خراب بماند .
قانون ميراث
بارى اينجا هم مثل ممالك خارجه آن ترتيبات و تنسيقات را بدهند من شرط مىكنم ، عهد مىكنم احدى جز آن اشخاص طماع حريص ملك نگاه نداشته بلكه همه را فروخته خود را از اين همه مصيبات و زحمات و صدمات رهائى و خلاصى دهند . اينجا هم به واسطهء قانون ميراث خيلى زود املاك به دست رعايا خواهد افتاد . زيرا وراث وقتى كه زياد شدند فايده براى آنها ندارد كه نيم دانگ يا كمتر يا بيشتر در فلان ولايت ملك داشته باشند .
نگاهدارى نظم و نسق آن دشوار است ، خصوصا آن وراث از نسوان باشد هيچ ميل نگاهدارى نمىكند و آنوقت اگر رعيت امنيت داشته باشد خودش خريدارى مىكند .