دموكراتها چه مىدانند
اين دموكراتها ملك ندارند ، نمىدانند حكايت ملك و ملكدارى از چه قرار است و مالك بيچاره با اين انقلاب دوازده سالهء مملكت چه خون دل مىخورد . اگر داشتند اين حرفها را نمىزدند ، چنانچه برخى از آنها دارند و نمىزنند . اينها همان شنيدهاند يا در كتاب خواندهاند كه ارباب تعدى مىكند ، يا از آب و خاك بهره دريافت مىكند . ديگر نمىدانند اين بهره به چه مصرف مىرسد و به كجاها خرج مىشود . على العميا چيزى مىگويند و ميل هم ندارد به حقيقت آن برسند . اگر كسى هم بگويد مىگويند شما چون خودتان ملك داريد به منفعت خود مىگوئيد .
بهتر فروش ملك است
بالاخره اين كار در ايران شروع خواهد شد و به اين مطالب هم شايد گوش ندهند .
علما و سفرا هم چيزى نگويند . پس هركس عقل دارد و امروز ممكن مىشود ملك خود را فروخته به همان افادههاى بانك و مرابحهء خيلى كم راضى شده از اين دردسر و كشمكش و صدمات خود را خلاص كند . افسوس من ملك ندارم و اين جزئى كه دارم قابل اعتنا نيست .
گذشتن از روى يخ
جمعه 17 ، دهم حوت ، غرّهء مارس 1918 - هوا گرفته و باز يخ خوبى بست . از بهمن چند روز قبل دو نفر طالقانى هم هلاك شده كه روى هم چهار نفر مردند . صد و پنج نفر پياده ( جريده به زبان اينجا ) ديروز رفتند اما نتوانستند رد شوند . اما امروز صبح جمعى از آن سر آمدند كه ديشب در ماهتاب كه برفها يخ بسته بود گذشته بودند . برنج گفتند تنزل كرده . افسوس راه بسته است .
رمان تاريخى نادر ( پاورقى رعد )
در پاورقى اين جرايد « رعد » رمان تاريخى كه سر مورتيمور دورون « 1 » از شاهنشاه فاتح ايران نادر شاه افشار مىنويسد و در 1908 ميلادى در لندن چاپ شده درج شده است . شروع به اين تاريخ از فتح هندوستان است كه در ضمن هدايا و پيشكشهاى
هامش
( 1 ) - مقصودHenry Mortimer Durandوزيرمختار انگليس است . كتاب « نادر شاه » او در 1908 در لندن انتشار يافته است . ( ا . ا . )