سهم دخترى
كشمرز ما ، سهم والدهء ما كه تقسيم شد به هر دخترى چهار « رجل » رسيد كه بيست و شش « رجل » آن يك دانگ باشد . همه فروختند و مىگفتند به چه درد ما مىخورد يك سال صبر كنيم آنوقت دو خروار غله به ما بدهند .
امنيت و انتظام
اما تا امنيت و انتظام نباشد رعيت نمىتواند ملك نگاه دارد چنانچه اربابهاى بزرگ بزرگ در ولايات دوردست نمىتوانستند . ما براى همين علاقهء همدانمان خدا مىداند با ساعد السلطنه كه بعدها امير نظام شد سرتيپ فوج و حاكم عاشقلو بود مرافعه و زد و خوردهاى كلى كلى نداشته باشيم و آخر الامر هم پيشرفت و منافع با او بود ، ضرر و خسارت با ما . الان سه سال است از دست احمد خان پسر مصطفى خان و حال آنكه نه فوجى دارد نه حكومتى ما مستأصل شدهايم و اينك كشمرز خراب اندر خراب اوست .
به هزار اسم ، به هزار حيله خرابى مىرساند . جرم و جريمه مىكرد . از سپهسالار شخصى معتبرتر و پرپولتر و صاحبنفوذتر نيست ، اين است حال املاك تنكابونش .
صاحبان املاك - ضبط اموال مردم
اما براى صاحبان املاك هم بايد چاره و فكرى بكنند .
اولا نمىتوان پول آنها را نداده املاك آنها را گرفته به رعيت داد . اين اگر عدل است دربارهء جماعتى ظلم است . نيز دربارهء جمعيتى خصوصا در مذهب ما خلاف شرع مبين است و آن ملك وفاى آن رعيت [ را ] نخواهد كرد . نماز ، روزه ، غسل و طاعات و عبادات او عاطل و باطل است . حتى مردههاى خود را نمىتوانند در آن زمين دفن [ كنند ] و با آب آن غسل بدهند .
ثانى صاحبان املاك كه فقط دارائى آنها منحصر به همان است ساكت ننشسته صد هزار انقلاب و اغتشاش نموده متوسل به اين و آن شده بالاخره علماى مملكت و عتبات عاليات سربلند كرده باعث بلواى عام مىشوند . يا مردم متوسل به سفارتها باز شده از اين تعدى فاحش جلوگيرى مىكنند . يعنى آنها خواهند گفت هر قسم در ممالك ما اين عمل جارى شده شما هم بههمانترتيب عمل نمائيد ، نه چيزى خود درآوردى مثل اعمال بولشويكها كه مايهء تمسخر و استهزاء عموم شده است .
ثالثا بايد براى صاحبان املاك ترتيب شركتها و كمپانيها داد تا از گرسنگى تلف