تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5098

مساهمون:

ص٥٠٩٨
نگاه مىدارد و منافع و برداشت محصول آن تفاوت كلى مىكند .

رعيت و حقوق مشروعه

اما اين فقره چند شرط لازم دارد كه عجالتا در مملكت ما يكى از آن شروط وجود خارجى ندارد . شرط عمده عالم بودن آن رعيت است به حقوق مشروعهء خود و قوانين مملكتى كه بتواند حفظ حقوق مشروعهء خودش را در مقابل حاكم و مباشر ماليه و مأمور سرباز و غيره و غيره بنمايد . حتى بتواند كلاه خودش را از يك نفر يا چند نفر اشخاص محيل زبردست بانفوذ آبادى خود نگاه دارد . و الّا من زوارك را به رعيت برگذار كنم چيزى نمىگذرد كه مهدى مالك آنجا مىشود و تعدى او صد مقابل بنده خواهد بود . كوشك را سپهسالار برگذار كند ، خير اللّه بيك مالك آن مىشود و واى به حال آن رعيت ، و قس عليهذا .

عدالت‌خانه در دهات

بعد از اين شرط عمده ، شرط ديگر اين است كه دولت عدالت‌خانه‌ها را داير نمايد و صلحيه در بلوكات از اشخاص صالح صديق با وظيفهء كافى برقرار نمايد و اگر يك رعيت بيچاره نمىتواند با مهدى يا خير اللّه بيك در محكمه طرف شده و به واسطهء عدم بصيرت مطالب خود را بگويد و مغلوب آن طرارها نشود وكلاى مجانى در آن محكمه از جانب آن رعيت بىزبان وكالت كرده داد او را بستاند . و شرط ديگر ژاندامرى در همه‌جا باشد كه اگر اين رعيت در محكمه به واسطهء آن وكيل غالب بر مهدى و خير اللّه بيك و امثال او شده بتواند در چهار فرسنگى يا كمتر يا بيشتر آن محكمه كه منزل اوست شب را راحت بخوابد و روز را مثل قبل از محاكمه مشغول كسب و رعيتى بشود . مهدى و خير اللّه بيك يا امثال آنها تفنگ « كلهء » « 1 » خود يا چماق خود را به دست نگرفته توى سر او بزنند كه تو چرا ديروز در محكمه چنين و چنان گفتى ، يا زن او را زن مهدى توى حمام با طاس حمام سرش نزند كه چرا با شوهر من طرف شدى ، يا چوپان گاو و گوسفند او را به تحريك مهدى و خير اللّه بيك و امثال آنها از كوه پرت نكنند تلف شود و شب بگويد خودش افتاد يا گرگ آمد خورد و از تعديات مهدى يا خير اللّه بيك و امثال آنها مصون مانده مال آن رعيت فقير از بين برود . يا شب مال توى زراعت او نينداخته محصول او را بخورد و صبح بگويند مال عابر سبيل بود . هزار از اين قسم تدابير و حيل كه آن رعيت و ساير رعايا
هامش
( 1 ) - كله به معنى شكسته بسته و از كار افتاده است ( ا . ا . )