پرهيز از رباخوارى
علت ديگر كه مردم رغبت به ملك خريدن داشتند حليت و مشروع بودن آنست كه در مرابحه مطابق نص آيهء شريفهء قرآن حرام است . رباخوار از شرابخواره مردودتر است ، زيرا آنقدر كه در حرمت ريا آيه وارد شده در آن يكى وارد نيست . عدليهء امروزى ما هم حكم به ربا را نمىكند .
مالكين
رعيت ايران هم آنطورها كه مىگويند و مىنويسند يا منبعدها اشد آن را به دروغ و خلاف واقع خواهند گفت و نوشت بلكه در منابر و كرسيهاى خطابه خواهند گفت در زحمت و مرارت نيست و خودش را جزو زن و فرزند مالك و ارباب مىداند . هيچوقت هم مالك به رعيت ستم نمىكند و حق او را از دستش نخواهد گرفت . حال اگر مالك بيرحم و مروتى ظالمى هم در ايران باشد آن جمع يا آن جماعت را نمىتوان در عرض تمام مالكين قرار داد .
البته بد و خوب در هر شغلى در هر فردى هست .
بهرهء ارباب و مالك
بهرهء ارباب و مالك هم با وصف آنكه ايران هيچ قانونى نداشته در اينجا مطابق قانون است كه نه مالك و نه ارباب نمىتوانند از آن قانون و حق خود تجاوز كنند . غالب جاها سه كوت است كه محصول سه قسمت مىشود . دو قسمت را رعيت و يك قسمت را مالك برمىدارد .
در مقابل اين برداشت خرج قنات ، تعمير قلعهء رعيتى ، مواجب كدخدا و خيلى مخارج ديگر به عهدهء ارباب است . مگر دهاتى كه آب رود دارند يا محل سكنا مال خود رعيت است و آن قبيل دهات در ايران كم است . زيرا رودخانههائى كه اراضى را مشروب كند كم دارد . اما اين دهات در صد سال قبل تمام خورده مالكى بود كه زارعين همان مالك ملك بودند .
رعيت در پناه مالك
ظلم و ستم و عدم امنيت باعث شده كه تمام را رعايا به رضا و ميل و رغبت فروختند تا در پناه آن مالك بتوانند از جور و ظلم حكام و رؤساى ايلات و خود ايلات و سرتيپ