تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5095

مساهمون:

ص٥٠٩٥

علت خريد ملك

اين فقرات باعث آن شد كه بانك شاهنشاهى و استقراضى و برادران طومانيانس غرورى به‌هم زدند كه هركس پول خواست به آنها مرابحه بدهد . گفتند ما مرابحه نمىدهيم ، ميل داريد امانت نزد ما باشد قبول ، و الّا ببريد جاى ديگر . بانك و دار التجاره به‌قدر كفايت پول و سرمايه دارد . اين مسئله باعث شد كه مردم پول خود را يا ملك و مستقل بخرند يا دفن كنند يا به هزار يا على مدد بانك را راضى كنند تومانى يك پول مرابحه بدهد .

عاقبت مرابحه دادن

حالا بايد از اين آقايان سؤال كرد من پنجاه هزار تومان يا كمتر يا بيشتر پول نقد دارم ، ميل هم ندارم ملك و مستقل بخرم . اين پول را چه كنم كجا بگذارم كه معاش و گذرانم از منافع آن بشود . اصل پول هم براى روز بىنوائى خودم يا اولادم باقى باشد . تجارت كه در مملكت ما نيست ، دست‌فروشى است و كار هركس هم نيست از صبح تا غروب توى آن بازار مثل يخچال نشسته چانه بزند و قسمهاى ناحق بخورد و همه را نسيه بدهد . روز آخر هم ورشكستى اختيار كرده مفلس‌نامه تمام كند . شركتهاى ديگر هم چنانچه نوشتيم در ايران وجود ندارد . دست كدام صراف يا تاجر هم امشب بدهد كه صبح مالك آن باشد ، يا اقلا صد تومان حواله كند نكول نفرمايند . الحمد للّه عدليه و محاكمات هم در مملكت ما نيست . باشد هم مثل عرض‌وداد از زردشتيها و « شركت عمومى » حاجى ملك ، ده سال دوازده سال بايد دويد و مخارج كرد و از كار و كاسبى ديگر هم ماند ، عاقبت دست از پا درازتر به خجالت عيال و اطفال و وام‌خواه بايد ترياك خورده از اين زندگى راحت شد .

ملك‌دارى در ايران ( هشت صفحه )

پس مردم از روى لاعلاجى و اضطرار ملك مىخريدند كه هم در سال منافعى بدهد براى معاش ، هم اصل پول از ميان نرود . چون مردم ايران غالبا بيكار هستند و به همان علت هم هست كه ترياكى يا دايم الخمر و قمارباز مىشوند ، مشغولياتى هم براى خود فراهم نموده كه اقلا چند ماه از سال را در آن ملك يا املاك به غرس اشجار يا احداث و تنقيهء قنات و امورات زراعتى ديگر عمر خود را صرف نموده باشد .