هم مثل ساير جاها . ظاهرا سكوت كرده و چندى ساكت مىشوند و مىگويند راست است ما سندى نداريم . دهات ديگر خالصه را هم مىبينيم همين قسم بوده و دليل ديگر اينكه در الموت دهات ديگر هم هست چرا اينجاها را نمىگويند خالصه است . اما به محض آنكه يك شيطانى ، يك مفسدى به ميان مىآيد و چند عبارتى بر خلاف آن مىگويد فورا اعتقاد كرده گرد آن آدم جمع شده و به جان من مىافتند .
اگر اين حرف دموكراتها در هيچجاى عالم پيش نرود بهمحض آنكه به الموتى بگويند پيش خواهد رفت . زورشان برسد فورا چماق دست گرفته مرا خارج مىكنند و اين كار هم حتما يك دفعهء ديگر در الموت خواهد شد و هرقدر من داد زدم التماس كردم ، دلايل آوردم حضرت و الا اينجا را نفروخت تا خلاص شود . آنوقت سپهسالار با منت مىخريد ، اما حالا يك شاهى هم نمىدهد .
پسر بزرگ ملا يوسف كه نوزده ساله بود تازه هم عيال گرفته بود پريروز فوت كرد .
بيچاره ملا يوسف پيرمرد من مىدانم به او چه گذشته است . سل داشت ، حصبه هم گرفته بود . حصبه در بالاروچ بيداد مىكند . اغلب مبتلا شدهاند .
در ايران به واسطهء آب و هواى خشك خوب آن مرض سل خيلى كم است اما در الموت زياد است و اين به واسطهء رفتوآمد و اقامت در تنكابون و هواى مرطوب كثيف و غليظ آنجاست .
كتاب جنگ روس و ژاپن
كتاب ترجمهء جنگ روس و ژاپن را سى ساعته خواندم . خوب نوشته . مقدمهء جنگ ژاپن و چين است با انقلاب چين و محاصرهء سفارتخانهها و جنگ بوكسرها « 1 » . بعد داخل صحنهء جنگ ژاپن و روس مىشود . از مطالب خارج و پلتيك دول و بلواى آن سال روسيه هم مىنويسد كه اطلاعات به دست مىآيد . اما اين قبيل كتب وقتى مفيد [ ست ] و لذت مىدهد يا از مطالب آن استفاده حاصل مىشود كه به فاصلهء كمى پس از خاتمه آن جنگ يا آن واقعه چاپ و منتشر شود ، نه پس از چهارده سال آن هم در ميان يك جنگ بين المللى به اين عريض و طويلى كه آن جنگ روس و ژاپن كه در زمان خود بىعديل و نظيرش مىخواندند و بلكه مىگفتند تاريخ چنين محاربهاى نشان نداده . در مقابل آن
هامش
( 1 ) -Boxers- دستهاى از نظاميان چينى به اغواى ملكهء چين برضد مداخلات روزافزون دول غربى و ژاپن در 1899 شورشى به پا كرده و جمعى از چينىهاى مسيحى و مبلغين آنها را به قتل رسانيدند . سرانجام دول اروپائى آنها را سركوب و پكن را تصرف كردند . ( مسعود سالور )